فصل دوم از کتاب "پیگیری خطرناک ایران برای سلاح هسته ای"
داریم به جاهای شیرین و غرور آفرین کتاب در تلاش برای ساخت سلاح هستهای آن هم در ۲۰ سال پیش نزدیک میشیم.
مسیر ایران به سوی تولید سلاح هسته ای
شکل 2.3 نشان دهنده مسیر طرح آماد به سمت سلاح های هسته ای است که بر اساس اطلاعات بسیار متنوعی در آرشیو هسته ای تهیه شده و در فصل های بعدی توسعه یافته است. این آرشیو تصویری قوی از امکاناتی را که ایران برای تولید زرادخانه سلاح های هسته ای در نظر گرفته بود ، ارائه می دهد.
در این مسیر سایت های اصلی ، عملکرد و ارتباط آنها با کل فرآیند تولید سلاح های هسته ای قابل حمل با موشک و مکانی برای آزمایش بمب هسته ای در زیر زمین ذکر شده است.
برنامه آماد چرخه سوخت کاملی را برای ساخت اورانیوم درجه سلاح ، شامل استخراج اورانیوم ، تبدیل به هگزا فلوراید اورانیوم ، غنی سازی اورانیوم به درجه اسلحه و پردازش اورانیوم درجه سلاح به کلاهک فلزی ایجاد می کرد. همچنین طرح آماد تصمیم به استفاده از اورانیوم کم غنی شده از
کارخانه غنی سازی اورانیوم AEOI در نطنز به عنوان ماده اولیه برای کارخانه برنامه ریزی شده و کوچکتر غنی سازی اورانیوم خود گرفته بود که روند ساخت اورانیوم با درجه سلاح را سه برابر افزایش می دهد.
تهران یک مجموعه کامل از امکانات بهم پیوسته را ایجاد کرد که در آنجا درباره زیرمجموعه های مختلف سلاح هسته ای تحقیق ، توسعه و آزمایش کرد. این توانایی برای اطمینان از کارکرد زیر قطعات سلاح هسته ای به تنهایی و به صورت ترکیبی کافی بود. تهران دارای چهار سایت بود که
به آزمایش قطعات سلاح هسته ای اختصاص یافته بود ، حداقل سه مورد از آنها شامل آزمایش های انفجاری در اتاق های ویژه یا در فضای باز بود. پروژه دیگر منحصراً به ساخت سایت آزمایش هسته ای زیرزمینی اختصاص داشت.
ایران دقیقاً چگونه این توانایی ها را ایجاد کرده است؟ طرح آماد چقدر به ساخت زرادخانه هسته ای نزدیک شد؟
نکته جالبی که در این کتاب آمده این است که ایران در اوایل سال ۲۰۰۰ قصد بر ساخت کارخانه تفکیک پلوتونیوم (تولید شده در راکتور اراک) داشته است اما به دلیل عدم دستیابی به قطعات مهم، در آخر مجبور شده، این ایده را فعلا متوقف کند.
در ادامه از کتاب میخوانید
شواهد موجود حاکی از وضعیت وحشتناک تری است که نشان می دهد AEOI حداقل در اواخر دهه 1990 و اوایل دهه 2000 قصد احداث یک کارخانه پردازش مجدد را دارد. ایران به آژانس بین المللی انرژی هسته ای اذعان کرد که AEOI دارای یک کاغذ کار برای احداث کارخانه پردازش مجدد است ،
اما مقامات ایرانی به آژانس انرژی هسته ای آژانس بین المللی انرژی هسته ای گفتند که آنها هرگز این کارخانه را احداث نکرده اند. این ورقه (کاغذ کار) برای فرآیند PUREX بود که در سال 2000 توسط شرکت مهندسی ایرانی پیشگام (Pioneer) شرکت توسعه صنایع انرژی ساخته بشود ،
اگرچه ورقه به اندازه کافی دقیق نبود که بتواند شامل نوع سوخت یا جریان مواد باشد. پیشگام در پروژه های AEOI در اصفهان شامل کارخانه تولید زیرکونیوم ، تاسیسات تبدیل اورانیوم و کارخانه تولید سوخت و کارخانه تولید کیک زرد اردکان درگیر بود.
حداقل در دو نوبت جداگانه ، كشورها تلاشهای ایران را برای تهیه غیرقانونی كالاهایی مخصوص كارخانه های فرآوری مجدد مشاهده كردند. مشهورترین مورد تلاش ناموفق AEOI برای خرید 28 manipulator از فرانسه از طریق خریداری در دبی بود ، همه برای استفاده در سلولهای گرم ، اجزای اصلی کارخانه
جداسازی پلوتونیوم. خریدار تصریح کرد که نیمی از manipulator ها در سلول های گرم با ضخامت دیواره کمتر از 0.6 متر و نیمی دیگر در سلول های گرم با ضخامت دیواره بین 0.6 تا 1 متر استفاده می شوند.
ایران همچنین اقدام به خرید 24 manipulator از یکی از اعضای سوئیسی شبکه خان ، با استفاده از چین به عنوان کشور واسطه کرد.
ایران به آژانس بین المللی انرژی هسته ای اذعان کرد که در اواسط دهه 2000 میلادی ، قصد داشت تاسیسات سلول گرم را در اراک برای جدا کردن "رادیو ایزوتوپهای با عمر طولانی" ایجاد کند ، که بدون شک یک نام رمز برای پلوتونیوم است ، اما
گفت که برای دستیابی به manipulator ها و پنجره های شیشه ای سربی لازم مشکل دارد. در این حالت ، کنترل صادرات ، یک ابزار مهم منع گسترش ، مانع تلاش ایران برای دستیابی به تجهیزات مورد نیاز شد.
در سال 2004 ، AEOI به آژانس بین المللی انرژی هسته ای اطلاع داد كه برنامه های ساخت مجتمع سلول گرم در اراك را لغو كرده است ، بدون اینکه هرگز قصد اصلی آن را فاش كند ، شاید این بدان معنی باشد كه هرگونه برنامه برای ساخت كارخانه جداسازی پلوتونیوم فقط متوقف شده است.
و اکنون آغاز فصل سوم کتاب "پیگیری خطرناک ایران برای سلاح هسته ای"
بر اساس اطلاعات منابع غربی که در رویترز منتشر شده ایران در عراق تغییر تاکتیک اساسی و چشمگیری پس از ترور سردار شهید قاسم سلیمانی داده است و عملا وارد فاز جدیدی از درگیریها با جنگ افزارهای مدرن شدیم.
"ایران صدها جنگجوی مورد اعتماد را از میان کادرهای قدرتمندترین ائتلاف های شبه نظامی خود در عراق انتخاب کرده است و در تغییری به دور از تکیه بر گروه های بزرگی که زمانی با آن ها نفوذ اعمال می کرد، گروه های کوچکتر، نخبه و به شدت وفادار تشکیل داده است."
"بر اساس گزارش مقامات امنیتی عراق ، فرماندهان شبه نظامیان و منابع دیپلماتیک و نظامی غربی ، آنها مسئول حملات فزاینده پیچیده ای علیه ایالات متحده و متحدان آن هستند."
تا کمتر از دو ساعت دیگر قرار است رژیم صهیونیستی در غزه اعلام آتش بس کند، جا دارد یادی کنیم از این نیمه انسان صهیونیستی که چندی پیش ایران را تهدید به حمله نظامی کرده بود.
این جنگ اگر هیچ چیزی نداشت، یک چیزی کاملا بارز و مشخص داشت، و آن هم این بود که "قدرت رژیم صهیونیستی" پوشالی و این رژیم به حق سست تر از تار عنکبوت است. چه افتضاحی بزرگ تر از این که از راکتهای ساخته شده از لوله فاضلاب شکست بخورید. این بی شک یک شکست تاریخی برای این رژیم
در همهٔ ابعاد بود و یک پیروزی مثال زدنی برای محور مقاومت بود. محوری که ظرف ۹ روز بیش از ۴۰۰۰ راکت و موشک به سرزمینهای اشغالی شلیک کرد و این کشور جعلی را تحقیر و تعطیل کرد.
یکی دیگر از نکات جالب کتاب "پیگیری خطرناک ایران برای سلاح هسته ای" در ارتباط با پدافند هستهای است که در واقع به غیر از معنای معمولش، یک داستان پوششی برای سلاح هستهای هم نیز بوده است.
در ادامه از کتاب در این رابطه میخوانید
طرح آماد شامل یک پروژه پدافند هسته ای بود ، که در نوامبر 2000 آغاز شد و برای تکمیل وظایف خود سپتامبر 2004 پیش بینی شده بود. عنوان ها ، برنامه ای را نشان می دهد که بر روی آمادگی در برابر بلایای هسته ای متمرکز است ، از جمله
امکان شناسایی آلودگی رادیواکتیو ، ایجاد یک سیستم هشدار ملی ، توسعه قابلیت های ضد عفونی و پاکسازی و موسسه درمان پزشکی. فقط می توان حدس زد که آیا این برنامه در صورت حادثه در یک سایت تولید سلاح هسته ای ، انتشار مواد رادیواکتیو در هنگام انفجار هسته ای زیرزمینی یا
یکی دیگر از افراد کلیدی در پروژه ساخت سلاح هستهای ایران دکتر عباسی دوانی هستند که دشمن تلاش فراوانی برای ترور ایشان کرد. در ادامه بیشتر درباره ایشان و دیگر دانشمندان ایرانی از کتاب "پیگیری خطرناک ایران برای سلاح هسته ای" میخوانید.
به عنوان مثال ، یک یادداشت سه صفحه ای مورخ 22 اکتبر 2000 ، خلاصه ای از یک جلسه کمیته پروژه 3 ، یک کد رمز برای یک پروژه فرعی از طرح آماد ، است. این جلسه جنبه خاصی از ساخت یک سایت آزمایش هسته ای زیرزمینی را در نظر گرفت ، کدی به نام پروژه میدان در سند.
شکل 1.4 ترجمه صفحه اول این سند است.
این جلسه 90 دقیقه ای خلاصه شده در تفاهم نامه در "دفتر پروژه" ، احتمالاً در سایت لویزان-شیان، بین یک زیر گروه رهبران برنامه سلاح های هسته ای برگزار شد. به نظر می رسد این جلسه خاص شامل کمیته
این طور که به نظر میرسد اسم جایگزین شهید فخری زاده هم لو رفته است، شخصی به اسم فرحی. آقایان اطلاعاتی امنیتی و کلا مسئول از ایشان مراقبت کنید تا شاهد یک ترور دیگر در ابعاد هالیوودی در خیابان های تهران نباشیم. در بخشی از کتاب "پیگیری خطرناک ایران برای سلاح هسته ای" آمده است:
بدون شک جایگزینی فخری زاده چالش هایی ایجاد می کند. از ترس هدف قرار گرفتن آن شخص حتی ممکن است بلافاصله علناً جایگزین آن اعلام نشود. با این وجود ، یک گزارش رسانه ای در اوایل سال 2021 جایگزین او را به عنوان یک فرمانده ارشد ایرانی به نام فرحی ، از برنامه فضایی ذکر کرد ،
اما بدون هیچ گونه اشاره اضافی در مورد اینکه نام کامل یا واقعی وی چیست یا به طور حرفه ای چه کاری انجام داده است. وی گزارش می شود کسی است که برنامه های بزرگ دفاعی را مدیریت کرده است.
فصل اول از کتاب "پیگیری خطرناک ایران برای سلاح هسته ای"
در اوایل دهه 1990 ، ایران تلاشی را برای ایجاد یک نقشه راه هسته ای جامع با حضور بیش از 200 متخصص از وزارت دفاع ، سازمان انرژی اتمی ایران (AEOI) ، وزارتخانه های انرژی و نفت ، دانشگاه ها و صنعت خصوصی آغاز کرد. محسن فخری زاده
نقشی اساسی در تهیه این نقشه راه داشت. او یک افسر سپاه و دانشمند هسته ای در حال ظهور بود ، با سمتهایی در وزارت دفاع و لجستیک نیروهای مسلح (MOFAFL) و دانشگاه امام حسین (ع) ، دانشگاهی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحت نظارت وزارت دفاع و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایجاد کرد.
نقشه راه شامل برنامه ریزی برای همه جنبه های صنعت هسته ای ایران است و با توجه به مفاهیم و زمینه ها ، شامل برنامه های هسته ای نظامی و غیرنظامی است. به نظر می رسد نقشه راه بیشتر بر روی برنامه ریزی برای برنامه هسته ای بومی متمرکز شده است تا بهره برداری از راکتورهای وارداتی