چندین نکته در این روایت بود که باید گفته شود، اولی اینکه، این روزنامه برای اولین بار اعتراف میکند که دانشمند هستهای ایران دکتر مسعود علیمحمدی توسط مجید جمالی فشی ترور شد. دومی، اولین دانشمند شهید هستهای ایران دکتر اردشیر حسین پور توسط موساد
با مواد حاوی رادیوکتیو مسموم شد و از همه بدتر حفرههای امنیتی در داخل سپاه پاسداران که توسط آنها موساد از کوچکترین جزئیات زندگی شهید فخری زاده مطلع بود. به گفته رئیس موساد: "ما ۸ ماه با فخری زاده زندگی کردیم و نفس کشیدیم، با او بیدار شدیم و با او خوابیدیم"، البته خود شهید
هم همان طور که نیویرک تایمز میگوید، خود را برای شهادت آماده کرده بود و به تهدیدات اهمیتی نمیداد. شهید به اشاره این روزنامه از سال ۲۰۰۴ میلادی چندین بار مورد سو قصد یا در آستانه ترور قرار گرفته بود.
این روایت توسط مامور موساد رونن برگمن در نیویرک تایمز نوشته شده که نویسنده پنج کتاب پرفروش به زبان عبری و جنگ در سایه با ایران است. برگمن چند ماه پیش توانست با زیرکی و خوش شانسی تمام از طور اطلاعاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که برای او در ترکیه
ترتیب داده شده بود، فرار کند تا همچنان بتواند با نوشتن این گونه روایتها و کتابهایی از جمله "برخیز و اول تو بکش" دست به ارعاب جمعی بزند. وی یکی از افرادی است که در لیست دستگیری یا ترور اطلاعات ایران قرار دارد.
برگمن در نیویورک تایمز همچنین ادعا میکند که شهید تهرانی مقدم و ۱۶ تن از همراهان او توسط موساد ترور شدند. البته این ادعا مزخرفی است و صرفا در راستای ارعاب و جنگ روانی در جامعه ایرانی صورت میگیرد.
• • •
Missing some Tweet in this thread? You can try to
force a refresh
در ادامه روایت تلخ و سنگین ترور شهید گرانقدر دکتر محسن فخری زاده که چند ساعت پیش توسط نیویرک تایمز منتشر شد را میخوانید، اما پیش از آن باید به صراحت گفت که عدم پاسخ مناسب به ترور سپهپد شهید سلیمانی در نهایت منجر به ترور شهید فخری زاده شد.
همچنین این روزنامه برای اولین اعتراف میکند که دانشمند هستهای ایران دکتر مسعود علیمحمدی توسط مجید جمالی فشی ترور شد.
نیویورک تایمز مینویسد:
موفقیت عملیات در نتیجه عوامل متعددی بود: شکست های جدی امنیتی توسط سپاه پاسداران ایران، برنامه ریزی و نظارت گسترده توسط موساد و فتالیسم از جانب آقای فخری زاده.
یکی از دوستان و همراهان بسیار آگاه تحلیل بسیار دقیقی از فرانسه و کشورهای Five Eyes، پس از انعقاد پیمان AUKUS که بین سه کشور تروریستی آمریکا، انگلیس و استرلیا امضا شد، داشتند که در ادامه می خوانید، اما پیش از آن اضافه میکنم که از دست
دادن قرارداد ۵۶ میلیارد یورویی احتمالا آغازی برای تغییرات گسترده در غرب خواهد بود، با در نظر گرفتن انتخابات فرانسه در سال آینده میلادی، با این حرکت، در واقع آمریکایی ها، جبهه راست گرا فرانسه را که همیشه می گفتند به آمریکاییها اعتمادی نیست و باید به دنبال جایگزین باشیم،
بسیار تقویت کردند و این جاگزین، کشور هایی نیستند جز روسیه و چین. در واقع این حرکت آمریکا تبدیل به یک گل به خودی خواهد شد. لازم به ذکر است که راست گراها در فرانسه در نظرسنجیهای اخیر در جایگاه اول یا دوم هستند که بسیار ضد سیاستهای اتحادیه اروپا و مایل به برقراری ارتباطات
بر اساس پیمان آکوس که یک پیمان گسترده امنیتی و نظامی برای منطقه INDO-PACIFIC بین آمریکا، انگلیس و استرلیا است و انعقاد آن روز چهارشنبه اعلام شد، رژیم آمریکا و انگلیس، تکنولوژی فوق محرمانه پیشران هستهای برای زیردریاییها را در اختیار استرلیا قرار میدهند. این یعنی به
مسخره گرفتن پیمان مزخرف NPT و safeguard توسط رژیمهای آمریکا و انگلیس و این در حالی صورت میگیرد که میخواهند غنی سازی ایران را در قالب برجام به نزدیک به صفر برسانند، تا از توسعه تکنولوژیهای هستهای در کشورمان و حضور قدرتمندانه نظامی ایران در آبهای دور
جلوگیری کنند و به اصطلاح مانع power projection ایران شوند. البته اینجا فقط خارجیها هم ضد منافع ملی عمل نمیکنند، بلکه برخی داخلیها هم دانسته یا ندانسته در زمین غربیها بازی میکنند.
طبق گزارشات کره شمالی در حال افزایش چشمگیر قابلیت غنی سازی خود است. این از دیدگاه اینجانب کاملا نشان میدهد که کره اولا در صدد ایجاد یک زرادخانه گسترده هسته ای است، و دوما به قابلیت کوچک سازی یک بمب هستهای و سوار کردن آن بر روی یک موشک بالستیک دست یافته است.
مورد آخری نکتهای است که مدام از سوی کارشناسان غربی تشکیک میشود. پس از گذر ۴ سال از آخرین آزمایش موفقیت آمیز هستهای کره شمالی در سال ۲۰۱۷ که در آن برای اولین بار بمب گرما هستهای با بازده میانگین ۲۵۰ کیلوتن منفجر شد و به سبب آن قله کوه چند سانتری متر جابجا شد، میتوان گفت که
کره با افزایش تولید اورانیوم غنی شده و همزمان آغاز مجدد کار نیروگاه تولید پلوتونیوم و راه اندازی کارخانه تفکیک پلوتونیوم، مسائل فنی در ارتباط با مینیاتوریزه کردن یک بمب هستهای را به احتمال قوی پشت سر گذاشته باشد.
پس از اینکه ایران دست به غنی سازی اورانیوم با غنای ۶۰ درصدی زد و بخصوص در دو روز پیش که آژانس تائید کرد، ایران یک آبشار دیگر ۱۵۴ تایی با ماشینهای جدید IR-4 را هم به زنجیره ۱۶۴ تایی قبلی ماشین های IR-6 خود افزوده است، کارشناسان غربی، بخصوص نویسنده
کتاب "پیگیری خطرناک ایران برای سلاح هسته ای" دیوید آلبریات در مصاحبهای بسیار از این اقدام ایران خشمگین و پریشان خاطر شد و در مصاحبه شروع به مهمل گویی هم کرد. به قدری این کارشناسان عصبانی هستند که نمیدانند کجا را باید گاز بگیرند. علت خشم غربیها
افزایش مقدار تولید اورانیوم ۶۰ درصد نیست، بلکه طبق گفته این کارشناس هسته ای، ایران در حال یادگیری راههای موثر و سریع تر برای غنی سازی ۹۰ درصدی اورانیوم، از مقدار کمتر اورانیوم با غنای زیر ۵ درصد یا ۲۰ درصد است! دانش و تجربهای که هیچگاه نمیشود از ایران گرفت و
جدیدا دکتر مرندی (استاد ادبیات انگلیسی و شرق شناسی، دانشگاه تهران) در المیادین مطلبی در مورد وضعیت طالبان نوشتند که شاید برای شما هم جالب باشد و فکر میکنم که پاسخ تمام افرادی است که موضع نظام در مورد افغانستان را در حال حاضر به باد شدید انتقاد میگیرند و از اینجانب هم
بابت تحلیل افغانستان که چندی پیش در کانال تلگرامی منتشر کردم خرده گرفته بودند:
هنگامی که طالبان (پس از حمله آمریکاییها در سال ۲۰۰۱) شکست خورد و نیروهای باقی مانده از افغانستان فرار کردند، متحدان ایرانی در دولت افغانستان
مواضع کلیدی بدست آوردند. به نظر می رسید هیچ نیازی یا توجیهی برای گفتگو با این نیروی به ظاهر خرج شده (طالبان) وجود ندارد. با این حال، ژنرال قاسم سلیمانی معتقد بود که طالبان همچنان در بین بخش قابل توجهی از اقوام و جمعیت پشتون