جدیدا دکتر مرندی (استاد ادبیات انگلیسی و شرق شناسی، دانشگاه تهران) در المیادین مطلبی در مورد وضعیت طالبان نوشتند که شاید برای شما هم جالب باشد و فکر میکنم که پاسخ تمام افرادی است که موضع نظام در مورد افغانستان را در حال حاضر به باد شدید انتقاد میگیرند و از اینجانب هم
بابت تحلیل افغانستان که چندی پیش در کانال تلگرامی منتشر کردم خرده گرفته بودند:
هنگامی که طالبان (پس از حمله آمریکاییها در سال ۲۰۰۱) شکست خورد و نیروهای باقی مانده از افغانستان فرار کردند، متحدان ایرانی در دولت افغانستان
مواضع کلیدی بدست آوردند. به نظر می رسید هیچ نیازی یا توجیهی برای گفتگو با این نیروی به ظاهر خرج شده (طالبان) وجود ندارد. با این حال، ژنرال قاسم سلیمانی معتقد بود که طالبان همچنان در بین بخش قابل توجهی از اقوام و جمعیت پشتون
در جنوب افغانستان و بخش هایی از پاکستان از حمایت مردمی برخوردار است و معتقد بود که تنها راه ثبات منطقه ای طولانی مدت برای همه گفتگو است.
ژنرال سلیمانی همچنین معتقد بود که در چنین شرایطی، تنها نیرویی که برای افزایش چشمگیر هزینه اشغال به رهبری آمریکا (یکی از اهداف کلیدی راهبردی ایران) آمادگی داشت، طالبان بود. او می دانست که در چنین شرایطی اشغال عراق و افغانستان
به تدریج در کشورهای غربی بسیار مشکل ساز و غیرمحبوب خواهد شد و در نهایت، چنین بار عظیمی به شدت بر اقتصاد غرب ضربه می زند و آنها را مجبور می کند تا نیروهای خود را از هر دو کشور خارج کنند.
هدف نیروی قدس ایجاد تفاهم متقابل و تشویق جناح های معتدل تر در طالبان برای گرفتن دست بالا (در این گروه) بود. ژنرال سلیمانی معتقد بود که خروج نیروهای خارجی از افغانستان اجتناب ناپذیر است و پس از آزادی این کشور، ضروری است که
افغانستان توسط نیروهای اشغالگر خارج شده وارد جنگ داخلی ویرانگر دیگری نشود.
سال ۲۰۱۱ نقطه عطف قابل توجهی در روابط بود و بازدید هیات های بلند پایه طالبان از تهران آغاز شد. با گذشت زمان، روابط گرمتر و حتی شخصی تر شد، تا جایی که وقتی ژنرال سلیمانی، ابومهدی المهندس و همراهان آنها در
فرودگاه بین المللی بغداد توسط رژیم ترامپ به قتل رسیدند، یک هیئت عالی رتبه طالبان به تهران سفر کرد و از خانواده اش برای تسلیت دیدن کردند.
در حالی که اتهامات حمایت نظامی ایران از طالبان علیه نیروهای دولتی افغانستان کاملاً بی اساس است، یک مورد مهم و آشکار وجود داشت که طالبان از ایران درخواست کمک کردند. هم اطلاعات ایران و هم طالبان می دانستند که جناح های وابسته به آمریکا در داعش که به سرعت در حال فروپاشی بود از
سوریه خارج شده و به افغانستان وارد شدند. طالبان از نیروی قدس خواستند به آنها در شکست آنچه تهدیدی برای وجود خود می داند کمک کنند. ایران به دولت افغانستان اطلاع داد، با اینکه از چنین همکاری چندان راضی نبوند، اما آنها مخالفت نکردند.
در نهایت ، طالبان ۴ تعهد به نیروی قدس دادند. ثبات در مرز با ایران را حفظ می کند، از مخالفت خود با حضور نیروهای خارجی چشم پوشی نمی کند، سایر اقوام یا فرقه ها را مورد هدف قرار نمی دهد و "برادران برادران را نمی کشند". در حالی که جناح های مختلف با دیدگاه های بسیار متفاوت در
طالبان وجود دارد، ایرانی ها ارزیابی کرده اند که در طول این سال ها رهبری فعلی طالبان به وعده های خود پایبند بوده است.
این رابطه به جمهوری اسلامی ایران کمک کرده است تا در هفته ها و ماه های اخیر به عنوان یک میانجی موثر عمل کند و اطمینان حاصل کند که خروج نیروهای اشغالگر به جنگ داخلی منجر نمی شود و دولت جدید را شامل همه افغان ها کند. ایران دلایل محکمی برای این باور دارد که عقب نشینی ناگهانی
نیروهای غربی برای ایجاد بی ثباتی و هرج و مرج در افغانستان طراحی شده است. ایالات متحده معتقد است که اگر نتواند افغانستان را در اختیار داشته باشد، این کشور باید منبع مشکلات دائمی ایران، چین، روسیه و حتی هند شود. در همین حال، مبالغ قابل توجهی در حال حاضر از سوی عربستان سعودی و
دو کشور منطقهای دیگر برای حمایت از گروه های تکفیری افراطی در طالبان ارسال می شود. ایران ساده لوح نیست، اما انجام هر آنچه برای جلوگیری از فاجعه می تواند انجام دهد یک مسئولیت است. در صورت عدم موفقیت،
نیروی قدس به شدت از کسانی که در برابر افراط گرایی و تروریسم مقاومت می کنند حمایت می کند.
ایران دائماً در حال کار و مذاکره با طرف های مختلف در داخل افغانستان و همچنین کشورهای همسایه، به علاوه چین و روسیه است تا مانع تلاش کسانی شود که برای بازگشت به گذشته تاریک تلاش می کنند.
عضویت قریب الوقوع ایران در سازمان همکاری شانگهای، توانایی آن را برای هماهنگی تلاش های بین المللی در این زمینه افزایش می دهد.
ژنرال سلیمانی دیگر در بین ما نیست، اما میراث او همچنان به ضربه زدن به امپراتوری در حال مرگ آمریکا ادامه می دهد.
پس از اینکه ایران دست به غنی سازی اورانیوم با غنای ۶۰ درصدی زد و بخصوص در دو روز پیش که آژانس تائید کرد، ایران یک آبشار دیگر ۱۵۴ تایی با ماشینهای جدید IR-4 را هم به زنجیره ۱۶۴ تایی قبلی ماشین های IR-6 خود افزوده است، کارشناسان غربی، بخصوص نویسنده
کتاب "پیگیری خطرناک ایران برای سلاح هسته ای" دیوید آلبریات در مصاحبهای بسیار از این اقدام ایران خشمگین و پریشان خاطر شد و در مصاحبه شروع به مهمل گویی هم کرد. به قدری این کارشناسان عصبانی هستند که نمیدانند کجا را باید گاز بگیرند. علت خشم غربیها
افزایش مقدار تولید اورانیوم ۶۰ درصد نیست، بلکه طبق گفته این کارشناس هسته ای، ایران در حال یادگیری راههای موثر و سریع تر برای غنی سازی ۹۰ درصدی اورانیوم، از مقدار کمتر اورانیوم با غنای زیر ۵ درصد یا ۲۰ درصد است! دانش و تجربهای که هیچگاه نمیشود از ایران گرفت و
یکی از افراد کلیدی در پروژه آماد برای ساخت سیستم فشردگی (implosion system) که از اهمیت فوقالعاده بالایی برای کارکرد درست و دقیق بمب هستهای برخوردار است، فردی بود به اسم ویاچسلاو دانیلنکو (Vyacheslav Danilenko)، یک متخصص مواد منفجره از دوران جنگ سرد.
آژانس بین المللی انرژی اتمی از طریق سه منبع جداگانه، از جمله خود کارشناس، تأیید کرد که وی بین سالهای 1996-2002 در ایران بوده است. دانیلنکو از دهه 1950 تا بازنشستگی خود در موسسه تحقیقات علمی فیزیکی فنی روسیه (VNIITF)، که
یک مرکز تحقیقاتی مخفی سلاح های هسته ای شوروی در کوه های اورال است، کار می کرده است. روسیه به عنوان رهبر جهان در توسعه وسایل و روشهای انفجاری برای مطالعه امواج شوک شناخته می شود. دانیلنکو با بسیاری از بزرگان دانشمندان سلاح هسته ای روسیه از جمله زاباباخان، کروپنیکف و کوزل
به گزارش CNN روسیه در حال آماده سازی تست مهلکترین سلاح کروز هستهای به نام بورستنیک (NATO: SKYFALL) معروف به "چرنوبیل پرنده" با پیشران و کلاهک هستهای با قدرت ۱ تا ۲ مگاتن است. در این مورد چند ماه پیش رشته توییتی نوشته بودم:
این آزمایش بسیار بحث برانگیز در حالی صورت میگیرد که روسیه از غنی سازی ۶۰ درصدی ایران ابراز نگرانی میکند و از آن به عنوان درجه سلاح یاد میکند!
روسیه با این که بارها در ارتباط با تست این موشک کروز فوق مهلک مورد انتقاد قرار گرفته، بی پروا و بدون توجه به این سر و صداها توسعه این موشک کروز را پیش برده و بی شک آن را در آینده نچندان دور
یکی دیگر از نسخههای مرگبار سلاح هستهای، بمبهای نوترونی هستند که حداقل گرما و موج انفجار تولید اما مقادیر زیادی پرتوهای کشنده را آزاد میکنند. بمب نوترونی در واقع یک بمب گرما هسته ای کوچک است که در آن چند کیلوگرم
پلوتونیوم یا اورانیوم (ماده تشکیل دهنده هسته کروی و فلزی یک سلاح هسته ای)، که توسط مواد فوق انفجاری پیرامون این هسته با استفاده از لنزهای انفجاری مشتعل شده و خود در ادامه به عنوان عامل اشتعال کپسول حاوی چندین گرم دوتریوم تریتیوم (سوخت همجوشی) عمل می کند.
این بمب دو مرحلهای (مرحله اول انفجار بدلیل شکافت هستهای و مرحله دوم انفجار و آزاد سازی پرتوهای کشنده بدلیل همجوشی هسته ای) میتواند تا تنها یک کیلوتن TNT قدرت داشته باشد، به عبارت دیگر تنها کسری از انفجار ۱۵ کیلوتنی بمبی که هیروشیمای ژاپن را در سال ۱۹۴۵ ویران کرد.
یکی از دستاوردهای بزرگ صنعتی ایران، ساخت راکتور آب سنگین اراک بود که طراحان و مهندسین ایرانی آن را از صفر بدون هیچ کمک خارجی ساختند. به دنبال آن، فارغ از سایر مزیتهای غیر نظامی ، این راکتور قابلیت تولید پلوتونیوم گران بهایی را داشت که در عرصه
جهانی این ماده از اهمیت استراتژیک برخوردار است. همچنین ایران در سالهای ساخت این راکتور به دنبال مجتمع تفکیک پسماند هستهای این راکتور بود که از این طریق میتوانستیم ایزوتوپ های گران بهای پلوتونیوم ۲۳۹ و همچنین ۲۳۸ برای باتریهای هستهای از پسماند سوخت تفکیک کنیم.
اما در اینجا با رفتن به مذاکرات بیهوده و مضر که به تعبیر رهبر انقلاب "سم مهلک" بودند، غربیها اراک را با کمترین هزینه ممکن بدون هیچ تقلایی از دست ایران در آوردند و عملا فشل و بی فایده کردند و در مقابل به ایران هیچ دادند، حتی برای زدن ضربه نهایی و کنسل کردن پروژه
یکی از تسلیحات مهمی که نیروهای محور مقاومت در سوریه توسط آن دمار از روزگار تروریستها در آوردند، استفاده از توپ کراسنوپل بود. کراسنوپل یک توپ روسی با هدایت لیزری است.
از نظر مفهومی شبیه M712 Copperhead ایالات متحده است و برای درگیر شدن با تانک ها ، خودروهای زرهی ، ساختمانها ، سنگرها ، اهداف آبی و غیره طراحی شده است. بنابرین می توان از آن برای
اهداف ثابت و متحرک (با حداکثر سرعت ۳۶ کیلومتر در ساعت) استفاده کرد. این توپها که به هدف هدایت میشوند، از دو قسمت که پیش از شلیک به یکدیگر وصل میشوند (و در ویدئو پایان این رشته توییت قابل مشاهد است) تشکیل شده اند.