ساچمههای هراس
۱- قاسم سلیمانی قبل از مرگش گفته بود «کانالی به طول ۱۵۰۰ کیلومتر و عرض ۱۰۰۰ کیلومتر تا سواحل مدیترانه ساختهام که در آن ۶ لشکر است و دشمن قبل از جنگ با جمهوری اسلامی باید از این ۶ ارتش عبور کند». چکیده حرفش همان ترس دیرین و درد مزمن خامنهای است؛ هراس از سرنگونی.
۲- واقعیت این است که جمهوری اسلامی پس از ۴۰ سال هنوز به بقای خود مطمئن نیست. اطرافش را میبیند؛ عراق، سوریه، افغانستان. شورشهای داخلی چند سال یکبار، سیستم رانتی و فاسد، اقتصاد نفتی در هم شکسته، چینیهای مفتخور و روسهای خنجر به دست هم تهش شریک نیستند. دیکتاتور کماکان تنهاست.
۳- خامنهای کشتن سلیمانی که خط قرمزش بوده را دیده، بر باد رفتن برجام را چشیده، بنابراین هر روز سلاح جدیدی رو میکند که بقا را تضمین کند؛ موشکی، جبهه مقاومت، پهپاد و تهش هم باید برسد به بمب اتم. اینها برای فاطی تنبان نمیشود. تنهایی و ترس یک پیامد مهم داخلی داشته: بیرحمی حداکثری.
۴- این لجاجت و شقاوتی که خامنهای در میکرب خواندن مخالفان، فرمان جمع کردن دادن، بیاعتنایی به خواستهها، حذف و سرکوب حداکثری دارد، خروجی همان ترس و عدم مشروعیت داخلی است. شقاوتی که قذاقی در لیبی داشت و کشتاری که اسد در سوریه کرد، یک هدفش داشت: در قدرت بمانند.
۵- ماجراهای خونینی که این سالها دیدهایم، از بدن کاردآجین فروهر، چشمهای ندا آقاسلطان، شکنجه ستار بهشتی، صدای نوید افکاری، جسد محسن محمدپور تا همین ساچمههای در چشم معترضان اصفهانی، خروجی فرمان سرکوب حداکثری برای تضمین بقای حکومت خامنهای است. کسی خودسر نمیکشد، دستور آقاست.
• • •
Missing some Tweet in this thread? You can try to
force a refresh
ویروس خامنهای و بحران کرونا
۱. نقش خامنهای در بحران کرونا مثل یک ویروس مخرب بود. برای توصیف این گزاره دلایل و مستندات زیادی وجود دارد.
دلیل اول: او ابتدا سهلانگارانه و متوهمانه بحران کرونا را بیاهمیت و زودگذر جلوه داد و آنها «بهانه» برای کم رونق کردن انتخابات دانست.
۲. خامنهای مدیریت آشفتهای داشت و با دستورات الکی و ناهماهنگ برای تاسیس قرارگاههای بیمصرف، موجب آشفتگی مدیریتی شد. برخی قرارگاهها فقط در حد یک نشست خبری بودند؛ مثلا تاکنون مشخص نشده است دستورات «فرمانده کل قوا» و نتیجه نشست خبری «رئیس ستاد کل نیروهای مسلح» در اسفند ۹۸ چه شد؟
۳. دامنه توهم خامنهای درباره کرونا چنان وسیع و عمیق بود که ویروس را ساخت آمریکا دانست و گفت ویروس مخصوص ایرانیها ساخته شده و شاید تیمهای درمانی خارجی دنبال پروژه جاسوسی برای دشمن باشند و اینگونه راه کمکهای جهانی را بست و خودش و دفترش بلندگوی متوهمانی چون طالبزاده و کرمی شد.
تاجزاده پر حرف و خامنهای ناشنوا
۱- توجه به سخنان تاجزاده غیرمعمول نیست. سیاستورزی که سالهاست خارج از گود قدرت بوده و حالا حرفهای ساختار شکنانه میزند، برای خیلیها جالب است. این توجه و تبلیغ و برجسته کردن آن میتواند وجوه دیگری هم داشته باشد.
۲-سالهاست در خارج از ایران تاکید و توجه میشود به نیرو و پتانسیل اصلاحطلب داخلی. این تاکید از سال ۷۶ خیلی برجسته شد، اینکه نیرویی در داخل با پشتوانه اجتماعی است که قصد تغییر دارد و عاملیت داخلی اولویت دارد. بعد از ۸۴ این فضا کمرنگ شد، ۹۲ کمی پررنگ شد و بعد از ۹۸ دوباره کمرنگ.
۳- گفتمان تاجزاده دوباره میخواهد بحث امید به اصلاح داخلی را پررنگ کند، همان کاری که خاتمی در ۷۶ کرد. مرور وضعیت کنونی ولایت فقیه، سپاه و رفتارهای نظام نشان میدهد که تلاش ۲۴ ساله امثال خاتمی به تمام معنا شکست خورده است. اغلب دستاوردهای محدود هم محصول تکنولوژی هستند نه اصلاحات.
صندوق رای بیمصرف
۱- ایران اکنون با یک رهبر و چهار دولت پنهان (بیت رهبر)، موازی (کارتلهای اقتصادی رهبر و قوه قضاییه)، نظامی (سپاه) و نمایشی (دولت مستقر) اداره میشود. رئیس دولت نمایشی در حضور این چهار قوه، در سادهترین حالت با ۸ پرونده / بحران مهم نهادینه و تاریخی مواجه است:
۲- پرونده اتمی، رابطه با آمریکا، شبهنظامی شدن دیپلماسی، نظامیشدن اقتصاد، حجاب اجباری، موشکی، نظارت استصوابی، امنیتیهای موازی و فیلترینگ. مسعود نیلی بحران آب، محیط زیست، صندوق بازنشستگی، بودجه دولت، نظام بانکی و بیکاری را ۶ ابرچالش اقتصاد دانسته، فساد، فقر و بورس هم هست.
۳- همچنین نزد بخشی از مردم چند پرونده همین چند سال باز است: آبان ۹۸، دی ۹۶، سرنگون کردن هواپیما، قتل و اعدامهای سیاسی، بازداشت دوتابعیتیها و .... رئیس دولت نمایشی کدام پرونده را میتواند طرح و رسیدگی کند؟ قادر به حل کدام بحران یا ابرچالش یا مهار کدام یک از دولتهای رقیب است؟
انتخابات بستر دیکتاتوری است
۱- بعضا گفته میشود که ساختار قدرت در ایران اینطور نیست که منحصر در شخص رهبر باشد و حتی بین لایههای مختلف سپاه شکافهایی است که باید از این وضعیت از جمله در انتخابات، برای افزایش شکافها و بهرهبردن به سود مردم استفاده کرد. چند نکته:
۲- در حال حاضر قدرت به فاسدترین و بدترین شکل ممکن در انحصار رهبر است. چند مثال: به روایت جنتی، نظارت خبرگان بر نهادهای زیرنظر رهبر با مخالفت شخص خامنهای منتفی شد. به روایت مطهری، شروع و بنبست حصر نتیجه تصمیم شخص رهبر بود. رابطه با آمریکا به دلیل مخالفت شخص رهبر معلق مانده است.
۳- رسیدگی به فساد لاریجانی با نظر رهبر منتفی شد. رشد نهاد موازی امنیتی که دامنه جنایت را گسترش دادند، نظر شخص رهبر بود. سند۲۰۳۰ با نظر رهبر به محاق رفت. منع بحث درباره حجاب اختیاری نظر شخص رهبر است و... قدرت در ایران کاملا خودکامه شده، فرقی ندارد چه کسی مشاور اوست، ظریف یا جلیلی.
ماجرای فرید مدرسی
۱- فرید مدرسی که روزنامهنگار شناختهشدهای به ویژه در زمینه حوزه و سیاست است، در روزهای اخیر مهمترین و فعالترین کاربر داخلی در کلابهاوس در زمینه سیاسی بود و اتاقهای گفتگوی متعددی با تمرکز بر انتخابات و با حضور وزرا و کاندیداها راهاندازی کرد که پر مخاطب شد.
۲- در این اتاقها آقای مدرسی اعلام کرد که اتاق گفتگو را طبق قوانین جمهوری اسلامی اداره میکند و به طور معمول اجازه بحث مفصل یا صریح درباره برخی حوزهها مثل خامنهای و سپاه را نمیداد و میگفت طرح این موارد هم اتهام علیه نهادهای قانونی نظام است و هم هزینهزایی میکند.
۳- در مرحله بعد آقای مدرسی گفت که شرط مقامات برای شکلگیری برخی اتاقها مثل گفتگو با محمدجواد ظریف این بوده که مخالفان حکومت و خبرنگاران رسانههای فارسی زبان خارج از کشور حتی اجازه طرح سوال از وزیر خارجه نداشته باشند. این موضوع با انتقاد و اعتراض زیادی مواجه شد.
سند همکاری ایران و چین؛ خامنهای دنبال چیست؟
۱- ۱۲شهریور۶۵، علی خامنهای در قامت رئيس جمهور، سخنران اجلاس سران جنبش عدم تعهد بود؛ علیه مارکسیسم و امپریالیسم و حق وتو سخن گفت، از «تحریم کامل و همه جانبه» علیه آفریقای جنوبی حمایت کرد و تاکید کرد که «نگاه به شرق و غرب بیثمر» است.
۲- ۳۰ سال بعد، حد فاصل سالهای ۹۵ تا ۹۷، خامنهای در قامت رهبر به روال معمول علیه «دشمن» رجز خواند و به صراحت گفت « باید نگاهمان طرف شرق باشد». چرخش یکباره نبود، از سال۸۴ زمزمه نگاه به غیر غرب پررنگ شد و تهش رسید به سند ایران-چین که تازهترین میوه خامنهای در دیپلماسی ایران است.
۳- روز یک مرداد ۹۷، خبرگزاری ایسنا یادداشتی بدون نام و با لحنی معترضانه و انتقادی منتشر کرد که در آن با نفی تلویحی نگاه به شرق، به نقل «منابع مطلع و نزدیک به مقامات ایرانی» آمده بود که چینیها «کمترین همکاری و کمک را برای مقابله با تحریمهای آمریکا علیه ایران انجام میدهند».