چیقال اوغلی سردار بزرگ عثمانی با ۱٠٠هزار سرباز از ارس گذشته و چون شنید شاه عباس حوالی خوی است به سمت او حرکت کرد. عثمانی ها ایران را هنوز حریف ضعیفی می دانستند و برای نبرد اشتیاق فراوانی داشتند.
در ۶ اوت ۱۶٠۴ دو سپاه به مقابل هم رسیدند درحالیکه نیروهای ایرانی هنوز کمتر از قوای عثمانی بودند. ۶۲هزار سرباز ایران در برابر ۱٠٠هزار عثمانی!
شاه عباس ۵٠هزار سرباز را در پشت تپه ای بزرگ به گونه ای مخفی کرد که دشمن آن را نبیند یا تعداد آن را اندک تخمین بزند.
آنگاه ماموریت اصلی را به الله وردی خان سردار شجاع خود سپرد. قرار شد او با ۱٠هزار سوار به گونه ای به سپاه عثمانی حمله کند که گمان کنند این نیرو بسیار بیشتر از این رقم و همان نیروی اصلی ایران است.
[تندیس اللهوردی خان در کنار سیوسهپل اصفهان که سازنده آن بوده است ]
۱٠هزار سوار ایرانی با سرعت تمام به طرف سپاه عثمانی و مستقیما به سوی توپها و تفنگچیان عثمانی به حرکت درآمدند. چیقال اوغلی به خیال آنکه ایرانیان از کج فهمی و ندانسته به سمت توپهای او می آیند دستور آتش با تمام قوا را صادر کرد.
ستون سواران ایرانی در این هنگام اقدام به یک حرکت عریض دورانی کردند و به سرعت خود را به پشت سپاه دشمن رساندند. در این حرکت دورانی که به گفته مورخان بسیار خوب اجرا شد. سپاه ۱٠هزارنفری الله وردی خان بسیار بزرگ و پرابهت نشان داده شد.
برای سردار عثمانی شکی نماند که سپاه اصلی ایران همین نیرو است. بنابراین کماکان به آتش باری بر سپاه سواره ایران ادامه داد و چون سپاه ایران حالت عقب نشینی به خود گرفت به فرمان چیقال اوغلی عمده نیروهای عثمانی سواران ایرانی را تعقیب کردند.
شاه عباس در بالای تپه منتظر این اشتباه دشمن بود، کل سپاه خود را به بالای تپه آورده و به گفته پور گشتال به مانند بلای آسمانی به اردوی عثمانی حمله کرد. نیروهای او با چنان سرعتی فاصله ی تپه تا اردوی عثمانی را طی کردند که ترکها فرصت به کارگیری توپ و تفنگ را نیافتند.
هزاران سرباز عثمانی در وضعیتی کاملا بدون نظم از دم تیغ گذشتند.کوسه صفر حکمران ارزروم که به تعقیب سواران رفته بود به آنها نرسید و بازگشت اما با اردوی ویران شده مواجه شد و ایرانیان وی و سپاهش را در شرایطی مورد حمله قرار دادند که الله وردی خان را هم در سوی دیگر خود می دید.
کوسه صفر جنگجوی قابلی بود و همین باعث شد چیقال اوغلی با تعدادی از نیروهایش بتوانند فرار کنند، اما خود کوسه درنهایت کشته شد.
شکست عثمانیان در این نبرد به گفته مورخانی چون عباس اقبال و سایکس برای ارتش عثمانی ۲٠هزار کشته در کنار دهها هزار اسیر به جای گذاشت. توان این امپراتوری را هم در اطراف مرزهای ایران تحلیل برد.
و دست شاه عباس کبیر را که اکنون نبوغ خود را در جنگ به مانند کشورداری نشان داده بود در بازپسگیری سایر بلاد ایرانی در تصرف عثمانی بازگذاشت. به طوریکه ظرف سه سال هیچ منطقه ای از ایران در دست عثمانی نبود. کردستان، لرستان، آذربایجان، ارمنستان شرقی و گرجستان شرقی به دست شاه افتاد.
عثمانی ها نمی توانستند شرایط جدید را بپذیرند.در سال۱۶٠۸میلادی مرادپاشا،سلطان احمدصدراعظم سالخورده عثمانی را با ارتشی بزرگ به سمت تبریز فرستاد و او نیز از نبود قوای اصلی ایران استفاده کرده تا تبریز پیش رفت، اما حملات چریکی نیروهای محلی و قحطی عمدی ازسوی ایرانیان سبب شد تا بازگردد.
به محض خروج منطقه دوباره به دست ایرانیان افتاد.سلطان احمد که گرفتاری هایی نیز در اروپا داشت تصمیم گرفت با ایران به یک توافق نسبی برسد.بنابراین قرارداد صلحی در سال۱۶۱۲میلادی بین دو کشور بسته شد. مرزهای ایران و عثمانی به دوره سلطان سلیم و شاه اسماعیل بازگشت اما این صلح طولانی نبود.
• • •
Missing some Tweet in this thread? You can try to
force a refresh
[ جدا از چند و چون علت جنگ] مهم تر اینجاست که در قبال #ایران مقاومت نشانه وطن پرستی نیست و دفاع از وطن نامش تحکیم رژیم است اما در #اوکراین چون قدیس زمان زلنسکی کبیر مشغول خوردن نان و ماست خود بوده و اصلا هم پوتین را تحریک نکرد-جنگ جنگ تا پیروزی تا زمان +بی نهایت :))
جنگ اوکراین معیار دقیقی برای شناخت بی وطن هایی است که گنده در دهان و بیش از قده قواره شان برای وطن پرستی معیار تعیین می کند اما در نهایت بی بته بودنشان ثابت می شود. می خواهند دفاع از وطن را به دفاع از یک حکومت خاص تقلیل دهند تا در برابر هر هجومی ایران آسیب پذیر باشد.
با نام اوردن از آخوند و روسیه یک خط ویژه را برای خود تصور می کنند که هر مزخرفی را در قالب وطن پرستی قالب کنند، همچون قوم گرایانی که با چهارتا فحش به پهلوی و در پوششی دروغین از مذهب مجوز حمله ی به بنیان های ملی ایران را پیدا می کنند.
جهانگرد ایتالیایی دلاواله به سوالات شاه عباس درباره اسپانیا اشاره می کند.
« چرا اسپانیا با تُرک ها وارد جنگ نمی شود؟ به طورکلی مسیحیان تمایلی به جنگ با عثمانی ندارند. واقعا شرم آور است که آنان به خاطر اختلافات داخلی خود را چنین زبون و ذلیل عثمانی ها کرده اند! »
شاه از من می پرسید: چرا مسیحیان با تُرک ها به جنگ نمی پردازند؟ آنها باید همان کاری را بکنند که من توسط قزلباش ها می کنم. یعنی جنگ دائم و پیگیر با عثمانی ها.
دلاواله می گوید: در کشورش به خاطر یک کف دست جا افراد روی هم شمشیر می کشند، اما کسی حاضر نیست برای هدف بزرگتر به جنگ برود.
آزمایشهای DNA ثابت میکند که لبنانیها از نوادگان مستقیم فنیقیهای باستان هستند.
لبنانی ها بیش از 90 درصد از ژنتیک اجدادی خود را با ساکنان 3700 ساله صیدا سهیم هستند.
دریانوردی در مدیترانه یکی از کلیدی ترین نقاط قوت هر حکومتی در دوران باستان بوده است. کشوری که می توانست مدیترانه را کنترل کند می توانست مصر و یونان را کنترل کند.
ما اکنون نه در زمان پهلوی هستیم که پرداختن به ملیت پررنگ تر بود نه در دهه ۶۰ که برخی تندروها هویت ملی را لگدمال می کردند. احساس خطر برخی در جامه یک مذهبی برای انذار از توجه به هویت ایرانی درحالیکه تحت لوای ج ا زندگی می کنیم یک معنا بیشتر ندارد. ترس از یکی شدن تشیع و ایرانگرایی
وقتی یک مذهبی در این برهه از خطر توجه به ملیت می گوید مخاطبش یک آتئیست یا ملی گرایی شیش آتیشه نیست بلکه مذهبی دیگری است که در عین مذهبی بودن به وطن هم عشق می ورزد. این خود به معنای ظهور یک نسل جدید است که به ایرانی بودن در عین مسلمانی افتخار می کند.
این همان خطری است که برنارد لوییس و برژینسکی به آن اشاره کرده بودند.
فینیقیان اهمیت فوق العاده ای برای تمدن غرب داشتند. فرهنگ خاورمیانه باستان را به اروپا انتقال دادند و از طریق آنها یونانیان برای نخستین بار با خاور نزدیک تماس یافتند. زمانیکه یونانیان عملا فاقد تجارت دریایی بودند آنها محصولات خاورمیانه را به یونان و سایر مناطق غرب صادر می کردند.
سرزمین فینیقیه از کرانه مدیترانه و دامنه ی کوه های لبنان تا سوریه و بخش هایی از فلسطین کنونی امتداد پیدا می کرد.
در این کشور دو بندر صور و صیدا از گذشته شهرت جهانی داشتند و بازرگانان کالاهای خود را به آنجا می آوردند و به وسیله دریانوردان فینیقی به مصر و یونان و دریای سیاه، بابل و شوش می بردند.