Mahdi Kharratiyan Profile picture
May 24 9 tweets 11 min read Read on X
نکات مهم تکمیلی در تحولات اخیر در واشنگتن و تلاشهای نتانیاهو برای ایجاد شکست در مذاکرات هسته‌ای و کشاندن ترامپ به جنگ.
پولیتیکو در مقاله مهمی با عنوان ««دولت ترامپ از اسرائیل حمایت می‌کند، اما نه از نتانیاهو؛ اسرائیل تیراندازی روز پنج‌شنبه (قتل دیپلمات اسرائیلی در واشنگتن) را به‌مثابه جبهه‌ای جدید در یک جنگ منطقه‌ای می‌بیند، کاخ سفید اما آن را از دریچه‌ای داخلی می‌نگرد.» به نکات مهمی اشاره میکند که نه تنها موید نظریه مشکوک بودن تیراندازی اخیر است، بلکه حاوی برخی نکات قابل تامل در مورد جدال جناحهای موافق و مخالف اسرائیل در کاخ سفید است. در این گزارش میخوانیم:

۱. ترامپ ظاهراً این قتل‌ها را بیشتر به‌عنوان نشانه‌ای از لزوم سرکوب شدیدتر یهودی‌ستیزی در داخل ایالات متحده می‌بیند (مثلا برخورد با یهود ستیزی در دانشگاهها). یکی از مقامات دولت گفته است که دیدگاه‌های ترامپ درباره اسرائیل و درباره یهودی‌ستیزی «دو موضوع متفاوت» هستند. همچنین پنج مقام فعلی و سابق ایالات تایید کرده اند که رابطه ترامپ و نتانیاهو در هفته‌های اخیر دچار تنش شده است، چرا که آن‌ها بر سر نحوه مدیریت چندین بحران در خاورمیانه اختلاف نظر داشته‌اند — و قتل شوکه‌کننده در واشنگتن به احتمال زیاد این وضعیت را تغییر نخواهد داد.

۲. در مقابل، مقامات اسرائیلی رویکرد کاملاً متفاوتی اتخاذ کرده‌اند. آن‌ها حمله اخیر را به‌مثابه گشایش جبهه‌ای جدید در «جنگ گسترده‌تر خاورمیانه» توصیف می‌کنند، که شامل حملات حماس در غزه و اقدامات ایران و گروه‌های نیابتی‌اش در دیگر نقاط مرزی اسرائیل نیز می‌شود.

۳. به گفته یکی از مقامات فعلی دولت و یکی از مقامات پیشین، ترامپ در هفته‌های اخیر به‌طور فزاینده‌ای نظرات متفاوت و متضادی درباره نحوه تعامل با اسرائیل می‌شنود. وزیر امور خارجه مارکو روبیو، معاون رئیس دفتر استیون میلر، و رئیس سیا جان رتکلیف همگی دیدگاه‌هایی شدیداً حامی اسرائیل دارند، در حالی‌که مدیر اطلاعات ملی، تولسی گبرد، از رویکردی متعادل‌تر در قبال این متحد آمریکا حمایت می‌کند. به گفته مقام فعلی دولت، در نتیجه این شکاف داخلی، ترامپ در هفته‌های اخیر سکوت بیشتری در قبال اسرائیل اختیار کرده است.

۴. به گفته این مقامات توصیف وضعیت کنونی به‌عنوان یک «گسست» اغراق‌آمیز است، اما شمار فزاینده‌ای از افراد در دولت ترامپ نسبت به اسرائیل و شیوه تعامل آن با واشنگتن و خاورمیانه احساس نارضایتی و دل‌زدگی دارند. به گفته یک مقام مطلع و سابق دولت ترامپ «در دولت، گروهی هستند که علاقه خاصی به اسرائیل ندارند و دلبستگی ویژه‌ای به آن احساس نمی‌کنند. آن‌ها اسرائیل را به‌عنوان یک شریک می‌بینند، اما نه شریکی که باید برایش فراتر از حد معمول کاری انجام دهیم یا لطفی قائل شویم.» همچنین به گفته‌ی فردی نزدیک به کاخ سفید بسیاری در دولت احساس می‌کنند که «دشوارترین فرد برای همکاری در تمام این پرونده‌ها، بی‌بی (نتانیاهو) است».

در جمع‌بندی این گزارش پولیتیکو، باید گفت که این گزارش ضمن تایید دلزدگی ترامپ و برخی از اطرافیانش از شخص نتانیاهو، تایید میکند که موضوع اسرائیل امری متفاوت از شخص نتانیاهو است و سه عنصر کلیدی پیرامون ترامپ یعنی میلر، رتکلیف و روبیو شدیدا حامی اسرائیل هستند و در مقابل گبرد جزو دسته‌ای است که نسبت به اسرائیل ملاحظه کار است. و احتمالا این طور باید تصور کرد که ونس هم موضعی میانه دارد (البته در کانتکس کاخ سفید). نکته نگران کننده در این میان، استیون میلر است که بسیار به ترامپ نزدیک است و اثر وی روی ترامپ از افرادی چون ونس، گبرد و روبیو که بعدا به ترامپ پیوسته‌اند، شدیدتر است و شاید بتوان وی را مشاور امنیت ملی سایه ترامپ دانست. برخلاف روبیو یا حتی رتکلیف که چهره‌های حکومتی‌تر و رسمی‌تر هستند، میلر همواره در حلقه درونی ترامپ بوده و حتی پس از خروج از کاخ سفید نیز از او فاصله نگرفته است. این در حالی است که مثلاً تولسی گبرد، با وجود تقارب‌هایی، از بیرون به کمپ ترامپ پیوسته است.
در این میان باید توجه کرد که ویتکاف هم مجری و تسلیم محض تسلیمات ترامپ و همانند میلر به وی بسیار نزدیک است، رابطه ای قوی با اسرائیل و لابی آن دارد.
همچنین این گزارش تایید میکند که اسرائیلیها در تلاشند از تیراندازی اخیر برای به هم زدن موازنه در کاخ سفید به نفع خود استفاده کرده و وضعیت را به نفع خود جهت «یک جنگ گسترده‌تر» منطقه‌ای فراهم کنند./۱Image
دیدار ویتکاف با رون درمر و دیوید بارنیا پیش از مذاکرات دور پنجم با عراقچی تایید میکند که موضوع ارتباط و هماهنگی تیم ترامپ با استقرار امنیتی اسرائیل به رغم اختلافات نتانیاهو و ترامپ در مورد نحوه پیشبرد پرونده خاورمیانه امری بسیار جدی است. حضور بارنیا این احتمال را تقویت میکند که به موازت ترک دیپلماسی برای مهار تهران، یک ترک اطلاعاتی-امنیتی بین واشنگتن و تل آویو در حال پیگیری است./۲Image
مدیریت این ترکهای دوگانه از جانب اسرائیل توسط درمر و بارنیا و از جانب ایالات متحده توسط رتکلیف و ویتکاف انجام میشود. با توجه به گزارش اخیر و اطلاعات قبلی و نزدیکی رتکلیف و ویتکاف به لابی اسرائیل باید نگران این مهم بود که هر دو ترک به نفع تهران پیش نرود./۳
Image
به طور خاص در مورد ویتکاف، به نظر میرسد که برغم اینکه وی فردی متعامل است که خود را ذوب در ترامپ میداند و گاهی به دلیل مواضعش مورد انتقاد اسرائیلیها و لابی اسرائیل بوده به سرعت توسط لابی اسرائیل در حال مدیریت شدن است. به این فراز از گزارش نشریه آتلانتیک با عنوان «ویتکاف، وزیر امور خارجه واقعی ترامپ» دقت کنید:
«وقتی ویتکاف به‌عنوان فرستاده ویژه کار خود را آغاز کرد، به گفته یکی از افرادی که در جلسات توجیهی او حضور داشته، «پسر خوبی به نظر می‌رسید» که «در هیچ زمینه‌ای چیزی نمی‌دانست». برای یک تازه‌وارد، اعتمادبه‌نفس او نسبتاً شگفت‌انگیز بود، اما در عین حال به تخصص دیگران علاقه‌مند نشان می‌داد.

تیم او بسیار کوچک است. او یک معاون دارد، مورگان اورتگاس، یک حرفه‌ای با تجربه در حوزه امنیت ملی و افسر اطلاعاتی ذخیره نیروی دریایی آمریکا که در دور نخست ریاست‌جمهوری ترامپ سخنگوی وزارت خارجه بود. این فرستاده تنها چند دستیار دیگر دارد، اما می‌تواند هر زمان که بخواهد از منابع جامعه اطلاعاتی و دستگاه دیپلماسی بهره بگیرد. او به‌ویژه به یکی از مقامات ارشد سیا که در حوزه خاورمیانه کار می‌کند، علاقه‌مند شده است.
ویتکاف به من گفت: «ما مثل یک تیم ضربت هستیم.»

پس از گفت‌وگوهای حساس در خارج از کشور، او معمولاً به ترکیبی از رئیس‌جمهور، معاون رئیس‌جمهور، رئیس دفتر کاخ سفید، و مشاور امنیت ملی گزارش می‌دهد. او از افراد متنوعی مشورت گرفته است، از جمله روشنفکران و سران پیشین کشورها. برنار-آنری لِوی، فیلسوف و کنشگر فرانسوی، درباره اهمیت مبارزه اوکراین نظر داده است. در تلاش برای حل‌وفصل جنگ اسرائیل با حماس، ویتکاف با کلینتون گفت‌وگو کرده که در ژانویه سفری به خاورمیانه داشت، و همچنین با تونی بلر، نخست‌وزیر پیشین بریتانیا که در واشنگتن با ویتکاف دیدار داشته است. جاناتان پاول، رئیس دفتر سابق بلر و مشاور امنیت ملی فعلی نخست‌وزیر بریتانیا، کی‌یر استارمر، به یکی از واسطه‌های مهم تبدیل شده و این ماه زمانی را در خانه اجاره‌ای ویتکاف در واشنگتن گذرانده است. مریم ادلسون، پزشک اسرائیلی-آمریکایی و از حامیان مالی اصلی حزب جمهوری‌خواه، به گفته ویتکاف «دوستی عزیز» برای او شده است.»
ناظر به این نکات باید توجه کرد که اولا بسیاری از بیانیه‌های ویتکاف از «دفتر مشترک ویتکاف و اوراتگاس» صادر میشود که شاید مهمترین دلیل بر نفوذ لابی اسرائیل بر وی باشد. همچنین گزارش تصریح دارد که وی به مقامات سیا و زیر دستان رتکلیف نزدیک شده است. نزدیکی مریام آدلسون به وی هم نگرانی دیگری است که باید به آن توجه کرد./۴Image
نکته مهم دیگری که باید در تهران باید به آن توجه شود، تحولات اخیر شورای امنیت ملی آمریکا است که در راستای برخورد با کارشناسان نزدیک به «دولت پنهان» انجام شده است. در انتصابات اخیر صورت گرفته که میتواند موید شکاف در تیم ترامپ باشد، دو چهره قابل تامل و توجهند/۵ Image
دو قائم مقام برای مشاور امنیت ملی در نظر گرفته شده‌اند که اولی پیتر گابریل است که همانند هگست از فاکس آمده و آدم ترامپ است. نفر دوم، اندی بیکر است که پیشتر از طرف ونس در نشست جنجالی سیگنالی ناظر به جنگ یمن، به عنوان نماینده دفتر معاون اولی معرفی شده بود/۶
معرفی بیکر از جانب ونس اولا موید این است که ما معاون اولی مواجهیم که بیش از بسیاری از اسلاف خود در دهه‌های اخیر روی سیاست خارجی و مسائل امنیتی رییس جمهور نفوذ دارد و نظاره گر صرف نیست. از طرف دیگر گزارش اخیر نشریه آتلانتیک از وی تایید میکند که وی به چه دلیل دارای روحیات ضد جنگ است:
«ونس در دوران خدمت خود به‌عنوان یک تفنگدار دریایی جزء، در حوزه روابط عمومی فعالیت می‌کرد؛ به این معنا که در سال‌هایی از جنگ عراق که از خشونت‌بارترین دوره‌ها بود، درگیر نبرد مستقیم نشد. در عوض، او در محیطی نسبتاً بسته، حس انضباط و هدفمندی را به دست آورد. ونس پیش‌تر نیز به فلسفه سیاسی علاقه داشت، و در پایگاه وسیع هوایی الاسد در استان الانبار، با یکی از دوستان نزدیکش درباره «جفرسون» و لینکلن، آین رند، کریستوفر هیچنز و «آتئیست‌های نو»، و حتی لاک و هابز گفتگو می‌کرد. او محافظه‌کاری بود که به جان مک‌کین ارادت داشت، و به گفته آن دوست نزدیک، احتمالاً تنها فردی در پایگاه بود که وقتی فهمید بازدیدکننده مرموز، دیک چنی است نه جسیکا سیمپسون، ناامید نشد. اما ونس پیش از آن‌که حتی پا به خاک عراق بگذارد، نسبت به این جنگ دچار تردید شده بود. در سالن غذاخوری‌ای در کویت، افسرانی که در مسیر بازگشت به آمریکا بودند، از نومیدی بی‌هدفِ پاکسازی شهرهای عراقی سخن می‌گفتند که بلافاصله دوباره به دست شورشیان می‌افتاد. شبح ویتنام با «جنگ جهانی علیه ترور» از میان نرفته بود.
ونس سال‌ها بعد نوشت: «در سال ۲۰۰۵ به‌عنوان یک آرمان‌گرای جوان راهی عراق شدم؛ متعهد به گسترش دموکراسی و لیبرالیسم در میان ملت‌های عقب‌مانده جهان. در سال ۲۰۰۶ بازگشتم، با تردید نسبت به جنگ و ایدئولوژی‌ای که زیربنای آن بود.»

چه آن ایدئولوژی نومحافظه‌کاری نامیده می‌شد و چه مداخله‌گرایی لیبرال، شکست آن در عراق مستقیماً به ظهور ایدئولوژی جدیدی انجامید که در واقع قدیمی بود: «اول آمریکا».

ونس در حوزه سیاست خارجی طی دو دهه گذشته دیدگاه نسبتاً ثابتی داشته است. وقتی در جریان رقابت برای کسب کرسی سنای آمریکا در سال ۲۰۲۲ گفت: «باید صادق باشم، واقعاً برایم مهم نیست که در اوکراین چه اتفاقی می‌افتد یا نمی‌افتد»، صدای یک کهنه‌سرباز طبقه کارگر عراق به گوش می‌رسید که نخبگانی را هدف قرار می‌دهد که دیگران را به میدان جنگ برای مفاهیمی انتزاعی می‌فرستند، در حالی که نسبت به فروپاشی انسانی در مکان‌هایی چون میدلتاون، اوهایو، بی‌تفاوت‌اند.»
با وجود این باید دقت کرد که ونس سخنرانی قاطع و متعددی در حمایت اسرائیل داشته است. وی در اظهار نظرهای خود همواره بر حق اسرائیل در دفاع نظامی از خود تأکید کرده است. ونس صریحاً از رویکرد تهاجمی اسرائیل علیه گروه‌های دشمن حمایت می‌کند. او در مصاحبه‌ای در مه ۲۰۲۴ اظهار داشت که واشینگتن نباید برای نحوه جنگیدن به اسرائیل امر و نهی کند. به‌گفته ونس، «طرز فکر ما باید این باشد که ما در مدیریت خُرد جنگ‌های خاورمیانه موفق نیستیم؛ اسرائیلی‌ها متحد ما هستند، پس بگذاریم این جنگ را هرطور صلاح می‌دانند پیش ببرند» . وی ضمن اذعان به جدی بودن تلفات غیرنظامیان فلسطینی، مسئولیت این تلفات را بر عهده حماس دانست و راهِ پایان کشتار را نابودی توان نظامی حماس عنوان کرده است.
از منظر وی اسرائیل با اوکراین یکی نیست. در مقاله آتلانتیک میخوانیم:
«کلیسای کاتولیک از او (ونس) نخواسته بود که از دغدغه نسبت به انسان‌ها در کشورهای دیگر دست بکشد، یا به این نتیجه برسد که چون بیشتر آمریکایی‌ها مسیحی هستند و عیسی در بیت‌لحم به دنیا آمد نه در کی‌یف، باید اسرائیل را بیش از اوکراین ارزش‌گذاری کرد.»
با وجود نکات فوق حمایت از اسرائیل تا جایی است که به جنگی بزرگ در خاورمیانه مبدل نشود. ونس تأکید کرده که منافع آمریکا لزوماً همیشه با سیاست‌های اسرائیل منطبق نیست. ونس در اکتبر ۲۰۲۴ (در بحبوحه جنگ غزه) تصریح کرد که مخالف گسترش جنگ به جبهه‌های جدید نظیر ایران است. او در مصاحبه‌ای گفت: «اسرائیل حق دارد از خود دفاع کند، اما منفعت آمریکا همیشه یکی نیست… منفعت ما واقعاً در این است که وارد جنگ با ایران نشویم. چنین جنگی منابع ما را شدیداً منحرف و هزینه گزافی به کشورمان تحمیل می‌کند.»
پس باید دقت کرد که ونس یک ضد جنگ است، اما برای ونس اسرائیل مثل اوکراین نیست، با وجود این ونس قطعا از جریانی به شمار میرود که اخیرا نسبت به گسترش توسط نئوکانها و لابی اسرائیل و شخص نتانیاهو ملاحظه جدی دارد.
انتصاب بیکر از جانب وی احتمالا به معنای تلاش وی برای کنترل فضای شورای امنیت ملی است، اما با توجه به نکات فوق در این مورد نباید بزرگنمایی و اغراق بیش از اندازه صورت گیرد و تجربه جنگ یمن نشان میدهد که ونس در صورت فشار لابی اسرائیل و شخص ترامپ در نهایت تسلیم میشود./۷Image
با عنایت به نکات فوق باید توجه کرد که اگرچه ترامپ و نتانیاهو در مورد نحوه مدیریت پرونده خاورمیانه اختلاف دارند و این اختلافات، موجب سرباز کردن شکافهای پیشین میان این دو شده است، و همچنین شکاف در میان اطرافیان ترامپ درمورد نحوه برخورد با ایران محرز است اما لابی اسرائیل با قدرت در تلاش است تا مانع استفاده تهران از این فرصتها شود./۸
x.com/Worldsource24/…Image
در پایان مجددا ضمن اشاره مجدد به پرونده پیچیده ارتباط ترامپ و Psy-Group (معروف به موساد خصوصی) و نقش اسیفن میلر در این ارتباط در ۲۰۱۶، هشدار میدهیم که کمرنگ دیدن نقش لابی اسرائیل در هدایت مذاکرات و جنگ اطلاعاتی با تهران، دارای تبعاتی جدی خواهد بود./پایان
Image
Image

• • •

Missing some Tweet in this thread? You can try to force a refresh
 

Keep Current with Mahdi Kharratiyan

Mahdi Kharratiyan Profile picture

Stay in touch and get notified when new unrolls are available from this author!

Read all threads

This Thread may be Removed Anytime!

PDF

Twitter may remove this content at anytime! Save it as PDF for later use!

Try unrolling a thread yourself!

how to unroll video
  1. Follow @ThreadReaderApp to mention us!

  2. From a Twitter thread mention us with a keyword "unroll"
@threadreaderapp unroll

Practice here first or read more on our help page!

More from @MehdiKharratya

May 22
درمورد ترور دیپلمات اسرائیلی در واشنگتن و اخبار آمادگی اسرائیل برای حمله به ایران درصورت شکست مذاکرات هسته‌ای؛ همانطور که در بند سوم نامه سرگشاده به وزیر امور خارجه پیش‌بینی شد، یک رویداد غیرمنتظره امنیتی که هم منافع اسرائیل و هم منافع آمریکا را درگیر کند رخ داد. اما قضیه قطعا فراتر از ایران است/۱Image
دلایل بسیاری وجود دارد که به ماهیت این رویداد مهم و بیسابقه امنیتی شک کنیم. نخست؛ خبرهای اخیر اکسیوس و CNN دال بر تصمیم اسرائیل برای حمله به ایران در صورت شکست مذاکرات هسته‌ای. به موجب این اخبار اسرائیلیها تهران را در آستانه بازیابی توان (پدافندی/آفندی موشکی) میدانند و لذا قصد دارند از فرصت استفاده کرده، تا زمانیکه این بازیابی محقق نشده، کار را تمام کنند. این خبر میتواند یک جنگ روانی برای تحت فشار قرار دادن تهران در آستانه مذاکرات هسته‌ای باشد، با وجود این نباید نادیده گرفت که نظریه «تضعیف تاریخی ایران و محور مقاومت» امری واقعی در اندیشکده‌های آمریکایی و اسرائیلی است./۲Image
Image
از طرف دیگر طبق دو خبر دیگر پایگاه اکسیوس در ۱۹ و ۲۰ می، ترامپ به نتانیاهو پیام فرستاده که جنگ غزه را «جمع کند». ونس هم که قصد داشته سفری به اسرائیل داشته باشد، آنرا لغو کرده است، امری که به مخالفت وی با تصمیم نتانیاهو برای گسترش جنگ در غزه نسبت داده شده است./۳ Image
Image
Read 21 tweets
May 15
نکاتی در مورد تحولات منطقه و استراتژی تهران و واشنگتن در مذاکرات هسته‌ای.
بعد از سفر خالد بن سلمان به تهران، فقط مدتی سکوت و گذر زمان لازم بود که غلط بودن بسیاری از تحلیلها ثابت شود. دیدیم که اجلاس ریاض چگونه به محملی برای بیان یکی از ضد ایرانی‌ترین سخنرانیهای اخیر ترامپ علیه تهران تبدیل شد (که به آن مفصلا خواهم پرداخت) و چگونه ریاض با وساطت میان الشرع و ترامپ و مقدمه چینی برای ورود سوریه به عادیسازی با اسرائیل، ثابت کرد که در معادلات کلان منطقه خاورمیانه در چه جهتی حرکت میکند؛ و نه تنها غلط بودن تحلیلهایی چون «بعد از سقوط سوریه میتوان در شکاف عربستان و ترکیه بازی کرد» را اثبات کرد، بلکه نشان داد که جولانی دارای چه ماهیتی است و مخالفت عربستان و امارات با نفوذ اسلام سیاسی در منطقه، تابعی از نظرات ایالات متحده و اسرائیل است و نه منافع مشترک تاکتیکی و زودگذر با تهران، و اینکه تهران با سقوط اسد دچار چه خسارت عظیمی شده است و اینکه موضوع رفع تحریم سوریه توسط ترامپ، دارای چه تاثیراتی بر امنیت ملی ایران خواهد بود.
از طرف دیگر دیدیم که گزارش تکان دهنده نیوریوک تایمز چگونه قدرت شایان انصارالله را ثابت کرد و اینکه ترامپ نه از موضع قدرت، بلکه از ناچاری تن به آتش بس داده و اینکه چطور مقاومت «شجاعانه» یمنیها (به تعبیر خود ترامپ) تا حدی موفق شده سایه جنگ را از سر ایران دور و دست تهران را در مذاکرات پر کند و همانطور که در ادامه نشان خواهیم داد، نظریه بیطرفی ریاض در جنگ یمن تا چه حد نادرست بوده، جنگی که پایلوت و میدان تمرینی برای حمله به ایران بوده است.
نشان خواهیم داد که چگونه گزارش مهم تحلیلی رویترز تاکید میکند که سفر مهم ترامپ برای تضمین تولید نفت توسط سعودی انجام شده است و این مهم در پیشبرد استراتژی اخراج ایران از بازار نفت و پیشبرد کمپین فشار حداکثری دارای چه اهمیتی است.
همچنین نشان خواهیم داد که پلن فشار حداکثری و جنگ امنیتی- اطلاعاتی (با الهام از تجربیات موفق در لبنان) و در نهایت جنگ محدود، نقطه‌ای و موثر، پلن جایگزین واشنگتن در صورت شکست مذاکرات شکست مذاکرات است.
در ادامه تلاش خواهیم کرد نشان دهیم که شرایط به چه سمتی در حال حرکت است و تهران و واشنگتن برای گرفتن امتیاز به چه حربه‌هایی متوسل می‌شوند و با توجه به حربه‌های موجود در نهایت فضا در چه نقطه‌ای به پایداری خواهد رسید./۱Image
از وقتی نظریه دوگانه جنگ-مذاکره مطرح شد، تاکید بر این بود که واشنگتن به اتکاء «تضعیف تاریخی تهران» خود را در موضعی میداند که تهدید نظامی معتبر، میتواند با کمترین هزینه تهران را پای میز مذاکره بیاورد و زمینه‌ساز اعطای «امتیازات تاریخی» توسط تهران شود/۲
همچنین توضیح داده شد که به موجب سخنان هگست، جنگ یمن هدفی فراتر از انصارالله داشته و آن، احیای مجدد بازدارندگی در برابر محور مقاومت، ارسال پیامی روشن به تهران و آماده‌سازی افکار عمومی آمریکا برای جنگ با ایران بوده است./۳
Read 22 tweets
May 10
نکاتی برای تامل پیرامون صریحترین موضع ویتکاف در مورد لزوم برچیدن تاسیسات غنی‌سازی ایران در نظنز، فردو و اصفهان و ارتباط آن با تحولات خاورمیانه و واشنگتن؛ ویتکاف در مصاحبه اخیر خود با @BreitbartLondon بشکلی بسیار واضحتر از گذشته، غنی‌سازی را خط قرمز واشنگتن خواند و تلویحا تهدید کرد که روز یکشنبه اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، واشنگتن به مسیر دیگری (اقدام نظامی) خواهد رفت. اولین نکته‌ای که باید به آن توجه کرد آن است که این مواضع صریح ویتکاف تا این لحظه با واکنش جدی تهران مواجه نشده و تا ساعت انتشار این مطلب موضعی از جانب رهبری نظام و مقامات مسئول در اینباره منتشر نشده است. در مورد دلایل این سکوت میتوان ادله متعددی اقامه کرد و به سناریوهای متعددی اندیشید که فعلا به آن نمی‌پردازیم. اما تا این لحظه رفتار تهران در این مذاکرات (به خصوص مذاکره زیر سایه تهدیدهای مکرر نظامی و رگبار تحریمها) و به خصوص عدم هرگونه استفاده از فرصت بینظیر جنگ تعرفه‌ای و بالا بردن تنش نفتی در منطقه خاورمیانه (و در عوض کاستن از آن)، به گونه‌ای بوده که بینش طرف مقابل به این سمت سوق یافته که تهران آماده دادن امتیازات قابل توجهی است./۱
@BreitbartLondon قبل از ورود به برخی نکات، لازم میدانم یادآوری کنم که بر خلاف تصور برخی که مواضع تیم ترامپ را خیلی متناقض جلوه می‌دهند، بارها پیش از این تذکر دادیم که ته ذهن ترامپ و تیمش حذف زیرساخت غنی‌سازی و حتی کل برنامه هسته‌ای کشور است. اینکه افرادی مصاحبه‌های مکرر/۲
ترامپ و مقامات مرتبط را نادیده گرفته و مکررا به جای اصول بر فروع و حواشی تکیه دارند، جای تامل است. این گزاره قطعی است و هیچ جای بحثی ندارد: ترامپ و تیمش موضوع غنی‌سازی را به مساله بمب پیوند میزنند و آنرا بخشی از برنامه نظامی ایران میدانند. این موضوع در مصاحبه‌ اخیر ترامپ با @MeetThePress و مصاحبه اخیر ویتکاف کاملا روشن است. پس وقتی ترامپ و اطرافیانش میگویند ما خواستار عدم دسترسی ایران به بمب هستیم، بشکلی غیر مستقیم به زیرساختهای غنی‌سازی کشور اشاره دارند که از منظر آنها باید کاملا برچیده شود (البته در مورد انتخاب این لحن دو پهلو نکات مهمی وجود دارد که در ادامه به آن اشاره خواهم کرد.) و جای تعجب است که این مساله توسط برخی از تحلیلگران و سیاسیون کشور بدرستی درک نشده یا طور دیگری جلوه داده شده است. البته این خوب است که در قالب سیاستهای اعلامی تهران اعلام کند که آماده مذاکره برای عدم ساخت بمب است تا بعدا (درصورت شکست مذاکرات) بازی شماتت را به واشنگتن نبازد، اما اینکه واقعا برخی اینطور فکر کنند و در سیاستهای اعمالی طوری عمل کنند که گویی واشنگتن دنبال احیای برجام یا چیزی شبیه آن و صرفا عدم دسترسی تهران به بمب است، بسیار جای تامل است. /۳Image
Read 30 tweets
May 5
نامه سرگشاده به وزیر محترم امور خارجه جمهوری اسلامی ایران

جناب آقای دکتر سید عباس عراقچی

با سلام و احترام،
پیرو پست اخیر جنابعالی در شبکهٔ اجتماعی X – که نشان از درک صحیح شما و تیم همراهتان از فضای گفتمانی حاکم بر بدنهٔ رأی‌دهندگان حزب جمهوری‌خواه دارد – و با توجه به شرایط بسیار حساس ایران، منطقه و نظام بین‌الملل، لازم دیدم نکاتی را پیرامون تحولات اخیر در واشنگتن و معادلات خاورمیانه به استحضار حضرت‌عالی و مشاوران محترمتان برسانم. امید است که مورد توجه و تأمل قرار گیرد.

در آغاز، وظیفهٔ خود می‌دانم یادآور شوم که حضرت‌عالی را از معدود سیاست‌مداران ایرانی می‌دانم که فراتر از مرزبندی‌های جناحی، با بینشی عمیق و درکی واقع‌گرایانه از تحولات پیچیده و پویای عرصهٔ سیاست جهانی، تلاش وافری در جهت تأمین منافع و امنیت ملی ایران مبذول داشته‌اید. به سهم خود، از زحمات شبانه‌روزی حضرت‌عالی و همکارانتان صمیمانه قدردانی می‌کنم.

اما آن‌چه مایهٔ نگرانی عمیق این‌جانب است و موضوع اصلی این نامه و پیوست‌های آن را تشکیل می‌دهد، آن است که با وجود ماهیت ضد جنگِ بدنهٔ حامی ترامپ، آمار و شواهد نشان می‌دهد که این بدنه درک روشنی از تبعات عظیم جنگ فراگیر در خاورمیانه – اعم از جنگ نظامی یا نبردهای اطلاعاتی و نامنظم میان ایران و آمریکا – ندارد.

متأسفانه، تلاش‌های پرحجم و منسجم لابی اسرائیل و نومحافظه‌کاران جنگ‌طلب در واشنگتن باعث شده‌ این بدنهٔ ناآگاه به‌آسانی در برابر سناریوهای جنگ‌طلبانه آسیب‌پذیر باشد. در چنین شرایطی، جریان‌های مخالف جنگ – شامل سرمایه‌گذاران جسور (ونچرکاپیتالیست‌ها)، کارآفرینان راست‌گرا مانند آقایان @JDVance، @elonmusk و @davidsacks47، جفرسونی‌های ضد مداخله‌گرای وابسته به شبکهٔ کوخ و چهره‌هایی چون @RonPaul، جکسونی‌های ملی‌گرای ضد جنگ نظیر @RealAlexJones، تاکر کارلسون و مارجوری تیلور گرین @RepMTG، و همچنین آکادمیسین‌های رئالیست منتقد لابی اسرائیل چون جان میرشایمر @Real_Politik101 و @StephenWalt – در مقابل ائتلاف نومحافظه‌کاران و لابی اسرائیل آن‌گونه که باید نمی‌توانند موثر واقع شوند.

در چنین شرایطی، اقدامات دیپلماتیک حضرت‌عالی و همکارانتان در راستای تأثیرگذاری بر این جریان‌ها، هرچند ارزشمند، اما احتمالاً ناکافی خواهد بود. از سوی دیگر، به نظر می‌رسد در ایران نیز درک صحیح و منسجمی از سازوکار تأثیرگذاری بر این طیف ضد جنگ و نحوهٔ تقویت صدای نخبگان آن – که عموماً حول محور اقتصاد می‌چرخد – وجود ندارد، که اوج این سوءتفاهم در سفر نابهنگام و خسارت‌بار جناب خالد بن سلمان به تهران نمایان شد. (دلایل و شواهد فنی دربارهٔ پیامدهای منفی این سفر در پیوست ارائه شده است.)

بر این اساس، با استناد به داده‌ها و تحلیل‌هایی که در ادامه ارائه خواهد شد، نکاتی را به محضر حضرت‌عالی عرض می‌نمایم:

۱. لزوم بازنگری در تعهدات پکن و استفادهٔ هدفمند از اهرم انرژی برای جلوگیری از جنگ

موضوع خروج ایران از توافق پکن و اعلام علنی عدم تعهد جمهوری اسلامی ایران به حفظ امنیت زیرساخت‌های نفتی منطقه در صورت آغاز جنگ علیه ایران، باید در دستور کار وزارت امور خارجه و دستگاه دیپلماسی عمومی قرار گیرد.
می‌توان – بر اساس تحلیل شاخص‌های کلان اقتصادی آمریکا (خصوصاً پس از جنگ تعرفه‌ای)، مصاحبهٔ مهم اخیر ترامپ در برنامه @MeetThePress، تحولات اوپک و… – نشان داد که تنها عاملی که می‌تواند غفلت فعلی افکار عمومی جمهوری‌خواه و بی‌تفاوتی بازارهای مالی نسبت به خطر جنگ با ایران را در هم بشکند، تهدید جدی زیرساخت‌های انرژی منطقه از سوی ایران است.
در اینجا ممکن است عده‌ای بگویند که در صورت وقوع جنگ، این اتفاق خودبه‌خود خواهد افتاد و نیازی به بیان علنی این پیش فرض نیست زیرا تبعات منطقه‌ای آن ناگوار است. اما باید دقت شود که طراحی‌ها و اقدامات خباثت‌آمیز تیم نتانیاهو و طرفداران جنگ در واشنگتن برای کشاندن آمریکا به جنگ، و البته برخی سیگنال‌های شدیداً نادرست از جانب برخی چهره‌ها در تهران، این پیش‌فرض را در اذهان عمومی آمریکا جدا کمرنگ کرده است. (در ادامه با آمار، این مسئله تبیین خواهد شد.)
مسلما هدف ما جلوگیری از جنگ و پایین آوردن هزینه‌های جنگ اطلاعاتی-امنیتی است، وگرنه پس از آغاز جنگ و وارد آمدن خسارات جانی و مالی فراوان به کشور، هر احتمالی ممکن است.

۲. لزوم تعامل فوری با چهره‌های اثرگذار ضد جنگ در جناح ترامپ

با عرض پوزش از صراحت بیان، باید عرض کنم که جنابعالی و تیم محترمتان می‌بایست مدت‌ها پیش با چهره‌های ذی‌نفوذ ضد جنگ در جناح ترامپ – نظیر @TuckerCarlson – وارد گفتگو می‌شدید. در گذشته فرصت‌هایی برای این امر فراهم شد و تلاش‌هایی نیز در این راستا صورت گرفت، اما هنوز نیز دیر نشده است. ضروری است در اسرع وقت، پیام صریح جمهوری اسلامی – مبنی بر اینکه «جنگ علیه ایران، چه نظامی و چه اطلاعاتی-امنیتی، فاجعه‌ای اقتصادی برای کل جهان از جمله آمریکا خواهد بود» – با زبانی شفاف به افکار عمومی جمهوری‌خواه منتقل شود.

۳. هشدار نسبت به سناریوی «پرل هاربر جدید» توسط ائتلاف نومحافظه‌کاران و لابی اسرائیل
مطابق قرائن متعدد – از جمله سخنرانی‌های اخیر نتانیاهو و رون درمر در @JNS_org و اقدامات اخیر اسرائیل در منطقه – به‌نظر می‌رسد تل‌آویو و لابی آن در واشنگتن در تلاش‌اند با بهره‌گیری از غفلت افکار عمومی آمریکا، یک «پرل هاربر» ساختگی برای اسرائیل یا ایالات متحده یا هردو طراحی کرده و از آن برای تحریک حس غرور ملی و وطن‌پرستی جکسونی‌های ترامپی و برهم زدن توازن فعلی میان موافقان و مخالفان جنگ با ایران، به نفع نومحافظه‌کاران و کشاندن واشنگتن به جنگ استفاده کنند؛ و در صورت ناکامی در این سناریو، اسرائیل به‌سمت تصعید جنگ خاکستری و عملیات‌های محدود منطقه‌ای علیه تهران خواهد رفت تا واشنگتن را به‌تدریج به درگیری مستقیم نظامی با ایران سوق دهد.

۴. لزوم تدوین استراتژی جامع هشداردهی توسط تهران
ایران باید با هوشمندی و واقع‌گرایی، جریان‌های ضد جنگ آمریکا را – در هر دو جناح جمهوری‌خواه و دموکرات (خصوصاً جناح ترقی‌خواه) – نسبت به پیامدهای فاجعه‌بار جنگ فراگیر در خاورمیانه آگاه کند.
در جهانی که با جنگ تعرفه‌ای و ناپایداری بازارهای مالی روبه‌رو است، وقوع چنین جنگی قطعاً منجر به نابودی تریلیون‌ها دلار از ارزش بازارهای جهانی و البته تخریب زیرساخت‌های حیاتی کشورمان خواهد شد. تنها با تبیین دقیق «هزینهٔ جنگ» برای بازارهای مالی و افکار عمومی آمریکاست که می‌توان ترامپ را ناگزیر به پذیرش گزینهٔ مذاکرهٔ عادلانه و توافقی برد–برد ساخت.

در پایان، از حضرت‌عالی استدعا دارم پیوست‌های این نامه را – که شامل آمارها، تحلیل‌ها و اسناد تکمیلی هستند و با زحمت بسیار تهیه شده‌اند – با دقت مورد بررسی قرار دهید.

از بذل توجه شما صمیمانه سپاسگزارم.
با احترام و ارادت،
مهدی خراتیان
مدیر اندیشکده احیای سیاست/۱Image
پیوست ۱. آمار اخیر هاروارد/هریس از موضع شهروندان آمریکا نسبت به حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران. بر اساس این نظرسنجی که در ماه آوریل انجام شده است، ۷۱درصد از پاسخگویان از نابودی تاسیسات «سلاحهای هسته‌ای» ایران دفاع کرده اند؛ و جالب اینجاست که این حمایت در میان جمهوریخواهان ۸۰ درصد است. باید توجه کرد که با تلاشهای لابی اسرائیل و البته شخص ترامپ (که خصوصا در مصاحبه اخیرش شدیدا نمود دارد) جامعه آمریکا تفاوتی میان زیرساختهای غنی‌سازی و تسلیحاتی هسته‌ای ایران قائل نیست./۲Image
پیوست ۲. به موجب نظرسنجی اخیر هاروارد/هریس، ۵۸ درصد از پاسخگویان از حمایت ایالات متحده از حمله هوایی اسرائیل به تاسیسات هسته‌‌ای ایران دفاع کرده‌اند و جالب اینجاست که این عدد برای جمهوریخواهان ۷۳٪ است. پس در همین جا نظریه «بدنه جمهوریخواهان مطلقا با جنگ با ایران مخالف است» را باید به فراموشی سپرد. این گزاره مقید است و منوط به این است که اثرات جنگ در اقتصاد آمریکا به روشنی برای رای دهنده جمهوریخواه تبیین شده باشد. نکته جالب اینجاست که این آمار نسبت به ماه مارس که آثار جنگ تعرفه‌ای در انتظارات تورمی آمریکا ظاهر نشده بود، ۵۹٪ است و این یعنی جامعه آمریکا از تبعات جنگ در خاورمیانه و شوک نفتی بر اقتصاد آمریکا کاملا ناآگاه است./۳Image
Read 31 tweets
Apr 23
چرا بررسی دقیق تحولات اخیر پنتاگون و اخراج چهره‌های برجسته ضد مداخله‌گری از پنتاگون به دلیل مخالفت با حمله به ایران و تحرکات اخیر CIA و وزارت خزانه‌داری، موید پیشرفت همزمان پلن جنگ و پلن B به موازات مذاکرات است و خوش‌بینی بیجا جایز نیست؟
چرا سیگنالهای صادره در سفر خالد بن سلمان از جانب برخی، مکمل طرحهای لابی اسرائیل علیه تهران و تضعیف کننده جریانهای ضد مداخله گر و طرفدار مذاکره است و چرا نظریه «چرخش استراتژیک» ریاض به سمت تهران، نظریه‌ای مهمل و بی مبنا است که به شدت تضعیف کننده تهران در موقعیت فعلی است که آنرا در برابر اقدامات طرفداران مهار سخت تهران در واشنگتن شدیدا تضعیف خواهد کرد؟/۱
رشتو بسیار مفصل است. لطفا صبور باشید. با تشکرImage
پیشتر و کرارا بارها به تفکیک چند جریان ائتلاف نئوکان/لابی اسرائیل (موافق حمله به ایران)، جریانهای اقتصادی ونچر کاپیتالیستی (محتاط نسبت به ایران و جنگهای فراگیر)، جفرسونی (ضد مداخله‌گری) و جکسونیها/ملی‌گرایان پوپولیست ضد جنگ (که طیفی از تاکر کارلسون تا استیو بنن را در برمیگیرد) پرداختیم. اکنون ونس به دلیل حمایتهایش از مذاکرات با ایران و مخالفت با جنگ یمن، سیبل لابی اسرائیل است و لابی اسرائیل با هدف قراردادن چهره‌های ضد جنگ (نظیر ترور شخصیت و بیکار کردن آنها) تلاش دارد مخالفان خود را سر جایشان بنشاند. این مساله جدالی بزرگ را حول محور نحوه سازماندهی سیاستهای دفاعی آمریکا ایجاد کرده که در نوع خود بیسابقه است./۲
x.com/MehdiKharratya…Image
یکی از نکاتی که به برخی جریانهای «هول» باید یادآور شویم، آن است که افراد ضد جنگ، نه به دلیل علقه‌های روشنفکری بلکه به دلیل از برآورد از خسارات عظیم جنگ با ایران با جنگ مخالفند. لذا آنها را دعوت میکنم تا به مصاحبه کالدول با کارلسون را به دقت توجه کنند./۳
Read 57 tweets
Apr 9
چرا مذاکرات تهران-واشنگتن در برهه زمانی فعلی بسیار مهم و «امنیت انرژی» کارت مهم تهران در این مقطع زمانی است؛ و چرا ترامپ برای پیشبرد جنگ جهانی تعرفه‌ای و بازنویسی نظم اقتصادی جهان، به شدت نیازمند نزول قیمت جهانی نفت است و چرا جنگ تعرفه‌ای با جنگ درخاورمیانه «فعلا» قابل جمع نیست/۱ Image
قبل از ورود به تحلیل شرایط اقتصادی آمریکا، تذکر مجدد چند نکته ضروری است. نخست آنکه، پیشتر گفته بودیم که ترامپ توسط چند جریان احاطه شده که هر یک خاستگاه‌ها و خواسته‌های متفاوتی دارند و با توجه به شرایط هر جریان وزن متفاوتی پیدا می‌کند. تحلیل چتهای لو رفته/۲
نشریه آتلانتیک به خوبی موید این چندگانگی است. از طرف دیگر خبر اکسیوس تاکید می‌کند که ونس (که در ماجرای جنگ یمن تنها مخالف جدی آن بود) از محرکین اقدام اخیر ترامپ برای مذاکره با ایران بوده، که با توجه به تحولات اخیر ودر بازارهای مالی آمریکا و دغدغه وی ناظر به تحول قیمت نفت، کاملا قابل توجیه است./۳Image
Read 33 tweets

Did Thread Reader help you today?

Support us! We are indie developers!


This site is made by just two indie developers on a laptop doing marketing, support and development! Read more about the story.

Become a Premium Member ($3/month or $30/year) and get exclusive features!

Become Premium

Don't want to be a Premium member but still want to support us?

Make a small donation by buying us coffee ($5) or help with server cost ($10)

Donate via Paypal

Or Donate anonymously using crypto!

Ethereum

0xfe58350B80634f60Fa6Dc149a72b4DFbc17D341E copy

Bitcoin

3ATGMxNzCUFzxpMCHL5sWSt4DVtS8UqXpi copy

Thank you for your support!

Follow Us!

:(