۱. سفر ترامپ به چین که به دعوت شی جین پینگ انجام شد را باید یکی از مهم ترین تحولات روزهای اخیر نظام بین الملل و از منظر ژئوپلیتیک به مثابه تلاش دو قدرت جهانی برای مدیریت رقابت استراتژیک در آستانه درافتادن به «تله توسیدید» بدانیم.
۲. نکته مهم در انجام این سفر در میانه بحران های پیچیده جهانی و «حوادث بی سابقه یک قرن اخیر»، ضرورتی است که طرفین را به سوی تعریف و تثبیت فضایی جدید در مناسبات شان سوق داده که می توان از آن با عنوان «ثبات سازی در رقابت» در چارچوب نظام نوظهور چندقطبی یاد کرد.
۳. این سفر در شرایطی انجام شد که مناسبات چین و آمریکا با «پارادایم شیفتی» مهم که از قضا با ایران ارتباط می یابد مواجه شده که در آن بر خلاف انتظارات و اسناد امنیتی آمریکا، «#غرب_آسیا» و نه «#جنوب_شرق_آسیا» هنوز بعنوان هارتلند و نقطه کانونی بازیگری واشنگتن و رقابت قدرت ها مطرح است.
۴. در جریان این سفر تمرکز آمریکا بر سه B شامل:
#بویینگ
#سویا
گوشت گاو
و تمرکز چین بر سه T شامل:
#تایوان
#تکنولوژی
#تعرفه
بوده و بر خلاف مطالبی که در رسانه های ایران مطرح می شود بنظر می رسد ترامپ و شی در هر شش حوزه یاد شده به پیشرفت های قابل توجهی دست یافته اند.
۵. موضوع بسیار مهمی که در جریان این سفر و با راهبری چین انجام شد، تعیین چارچوبی جدید در مناسبات پکن و واشنگتن بود که شی با عنوان «رابطه سازنده استراتژیک و پایدار» از آن یاد کرد و از توافق با ترامپ درباره اش سخن گفت.
مناسبات چین و آمریکا ازین پس باید در این قالب فهم و تحلیل شود.
۶. مفهوم «رابطه سازنده استراتژیک و پایدار» بین دو قدرت جهانی این است که پکن و واشنگتن نیازی به دوست بودن با هم ندارند اما باید از خارج شدن تنش های شان از کنترل پیشگیری نمایند. شی در حضور ترامپ این چارچوب را راهنمای استراتژیک روابط دو کشور در سال های آتی توصیف کرد.
۷. از این پس مناسبات چین و آمریکا در سایه چهار اصل زیر قابل تعریف و تحلیل خواهد بود:
- همکاری به عنوان قلب روابط
- محدود سازی رقابت ها
- قابل کنترل سازی اختلافات
- و نهایتا چشم انداز صلح در مقابل
این ۴ اصل می کوشد چارچوب یک «رقابت قابل کنترل» را بین چین و آمریکا ایجاد نماید.
۸. از نکات مهم در مواضع ترامپ در پکن اعلام علنی و مکرر دعوت از شی برای سفر به آمریکا در ماه سپتامبر بود که با توجه به انقضای آتش بس جنگ تجاری در آن ایام، احتمال توافقات بزرگ مکتوب با چین و نزدیکی به انتخابات میاندوره ای آمریکا، حرکتی هوشمندانه بود که نهایتا تایید پکن را نیز گرفت.
۹. اما مسئله ایران و این مذاکرات
در حالی که ترامپ سعی داشت نوعی اجماع با پکن در مسئله #تنگه، #هسته ای و فروش تجهیزات نظامی به ایران را القا کند، چین به حمایت بیشتر از #مذاکرات_صلح (ترغیب ایران به میز مذاکره) و مقابله با بسته شدن پنجره صلح (تحذیر آمریکا از تجاوز مجدد) بسنده کرد.
۱۰. برخلاف مطالب منابع داخلی در خصوص احتمال معامله آمریکا و چین بر سر #تایوان و ایران، آنچه در این خصوص مدنظر پکن است، نه معامله این دو عامل غیرهم وزن با آمریکا که مذاکره در باب «مدیریت بحران منطقه ای» و تلاش برای اجماع بر سر مدیریت همزمان دو حوزه #غرب_آسیا و #جنوب_شرق_آسیا است.
۱۱. در جریان این سفر بر خلاف عرف سفرهای اینچنینی هیچ گونه بیانیه مشترکی صادر نشد که از دو جهت قابل توجه است: نخست ابهام در روزهای پیش رو و دیگر عدم حصول توافق نهایی دو قدرت و همچنان باقی بودن فرصت برای تهران جهت ارائه بسته و چارچوب مورد نظرش درباره «نظم جدید در منطقه» به پکن.
۱۲. و در آخر اینکه هر چند روابط ایران و چین ریشه دار و مهم است اما در ژئوپلیتیک امروز نظام بین الملل، منافع پایدار در سایه #زنجیره_های_تولید_و_ارزش حرف آخر را می زند و کشورها به میزان اتصال به این زنجیره ها به بازدارندگی دست می یابند.
تهران باید کار با چین را از این منظر ببیند.
• • •
Missing some Tweet in this thread? You can try to
force a refresh
برخی همزمان با ماجرای #طرح_صیانت از وجود برنامه مشابه در چین سخن می گویند. هر چند من هم مانند بسیاری از هموطنان از جزییات این داستان بی خبرم اما اصولا این نوع قیاس مسائل ایران یا کشورهای دیگر با چین را صحیح نمی دانم.
بزرگی ارقام آماری، چند لایه بودن مباحث و پیچیدگی ابعاد زندگی در #چین_مدرن علل مدعای بالاست. اما بر خلاف تصور بسیاری و برغم وجود برخی محدودیت های فجازی که عمدتا برای خارجیان و خیلی کمتر برای چینیان آزار دهنده است، فضای #اینترنت چین بسیار پویا، اقتصادی و به سرعت در حال #توسعه است.
واقعیت این است که چین امروز در مسیر #توسعه_اقتصادی و شرایطی که برخی غربیان حتی در آینده تاریخی وقوع #توسعه_سیاسی را نیز برایش محتمل می دانند، عملا امکان محدودسازی #فجازی به شکلی که برخی در ایران مطرح و گاه حتی در قیاسی مع الفارق با شرایطی چون #کره_شمالی مشابه می کنند را ندارد.