How to get URL link on X (Twitter) App
یکی از مهمترین موضوعات کتاب "هنر بودن"، تفاوت بین دو حالت زندگی یعنی "داشتن" و "بودن" هست. فروم میگه جامعه ما بیشتر روی داشتن و جمع کردن پول و دارایی تمرکز داره و این باعث میشه زندگیها سطحی و نارضایتبخش بشه.
مشاهده آگاهانه به معنای توجه به احساسات خود بدون قضاوته. در این تمرین، باید یک دفتر روزانه داشت و تمام احساساتی که در طول روز تجربه میکنیم و موقعیتهایی که این احساسات را برانگیختهاند، یادداشت کنیم. این کار کمک میکنه تا الگوهای احساسی خود را بهتر بشناسیم و بهتر مدیریت کنیم.
نویسنده در گام اول یک پرسشنامه ساخته راجع به موقعیتهای مختلف و سعی کرده یک معیار عددی بسازه برای اینکه هر کس چند نمره خوش شانس یا بدشانس است. خوش شانسی می تونه در بردن جایزه، پیدا کردن موقعیتهای خوب، پول پیدا کردن، پیدا کردن شریک عاطفی خوب و غیره باشه.
میگفت روزی که ماشین حساب اومد هم ما و هم معلمهامون ترسیده بودند. فکر میکردیم این همه سال درس خوندیم یه ماشین همه کارها را میکنه. ما دیگه به چه درد میخوریم؟
اراذل و اوباش را جمع کردی شعار بدند ضد مشروطه. مردم عادی که معترض بودند را زدید و به درخت بستید و به چشم مردم چاقو زدید

مادر گفت اما من پیش شما هستم. نترسید. بچهها گفتند. وقتی توی هال هستی و ما تو اتاق خواب دیگه پیش ما نیستی. ما اون موقع میترسیم. مادر گفت من همیشه پیش شما هستم. بین قلبهای ما یک رشته نامریی است که همیشه به هم متصلیم و همیشه کنار هم هستیم.
https://twitter.com/soroushsalaar/status/1568908625468596224مواجه شدن آدم با پیش بینی عملکردش و اینکه فکر می کرده امروز به کلی کار میرسه ولی کامل نتونسته همه را تمام کنه و اینکه همونها را ثبت می کنی که امروز اینها انجام شد و این بخش ناموفق بود، در بلندمدت سبب میشه هم آدم شناخت بهتری از خودش و تواناییش پیدا بکنه و هم بیشتر کار کنه.
داستان با عاشق شدن سعید شروع میشه. اولین نفری که باهاش مشورت میکنه مش قاسم است. مش قاسم داستان آدمی را تعریف میکنه که عاشق شد و به عشقش نرسید و دود شد رفت هوا. آدمی که در ادامه می فهمیم گذشته خودش است ولی مش قاسم در تعریف از سوم شخص براش استفاده میکنه.
نکته جالب کتاب این است که برای هر کس که در صنعت تکنولوژی است مواردی برای یادگیری داره. اولین مرحله به کارآموزی شروع میکنه و توضیح میده وقتی کارآموز هستید به چه نکاتی باید توجه کنید چه چالشهای دارید و چه کارهای را بهتر است انجام بدید و چه کارهای انجام ندید.
مثلا یکی از تکنیکهای رایجشون این است که وقتی وارد سازمانی میشند برخلاف بقیه که سعی می کنند با رییسشون دوست بشند. اینها میرند با رییس رییسشون دوست صمیمی و خارج از محیط کار میشند. میدونند رییسشون بدون موافقت مقام بالاتر نمیتونه اخراجشون کنه.