یکی از افراد کلیدی در پروژه آماد برای ساخت سیستم فشردگی (implosion system) که از اهمیت فوقالعاده بالایی برای کارکرد درست و دقیق بمب هستهای برخوردار است، فردی بود به اسم ویاچسلاو دانیلنکو (Vyacheslav Danilenko)، یک متخصص مواد منفجره از دوران جنگ سرد.
آژانس بین المللی انرژی اتمی از طریق سه منبع جداگانه، از جمله خود کارشناس، تأیید کرد که وی بین سالهای 1996-2002 در ایران بوده است. دانیلنکو از دهه 1950 تا بازنشستگی خود در موسسه تحقیقات علمی فیزیکی فنی روسیه (VNIITF)، که
یک مرکز تحقیقاتی مخفی سلاح های هسته ای شوروی در کوه های اورال است، کار می کرده است. روسیه به عنوان رهبر جهان در توسعه وسایل و روشهای انفجاری برای مطالعه امواج شوک شناخته می شود. دانیلنکو با بسیاری از بزرگان دانشمندان سلاح هسته ای روسیه از جمله زاباباخان، کروپنیکف و کوزل
همکاری کرده است. دانیلنکو همچنین با متخصصان برجسته مواد منفجره در دوران جنگ سرد در برنامه تسلیحات هسته ای شوروی کار کرده و درک اساسی از اصول انفجار، از جمله فشرده سازی شوک را داشته است. وی فارغ از این، تجربیات گران بهایی در زمینه مهم تشخیص پیامدهای حاصل از مواد
فوق انفجاری داشته است. انتشارات وی شامل کار بر روی عکس برداری با سرعت بالا و توصیف تکنیک های نوری است که توسط آنها با کمک از کابل های فیبر نوری برای ثبت زمان ورود امواج شوک انفجاری استفاده می شود.
به گفته دانیلنکو، او در جمهوری اسلامی "برای کمک به تهران در توسعه تاسیسات و تکنیک های ساخت الماس (ultradispersed diamond) کار و همچنین در مورد فیزیک انفجار و کاربردهای آن نیز تدریس میکرده است." لازم به ذکر است، فرآیند تولید نانو الماس بسیار شبیه به فرایندی است که
منجر به کوچک سازی چاشنی های سلاح های هسته ای می شود. این کوچک سازی (که پیامد آن صرف نظر کردن از استفاده از لنزهای انفجاری است) به ایران قابلیت قرار دادن بمب هستهای در سرجنگی موشک بالستیک را میداد!
از جمله دستگاههای مهمی که ایران به شدت برای سیستم فشرده ساز بمب، از جمله در سایت آباده در استان فارس بر روی آن کار میکرده، مولد موج شوک بوده است. این مولد (پس از انفجار چاشنی ها که بر روی پوسته بیرونی بمب مستقر هستند) باعث تولید همزمان موج شوک شده که در نهایت با
برخورد با خرج اصلی سلاح، یک انفجار قوی صورت گرفته، که باعث فشرده شدن هسته (اورانیوم فلزی) سلاح هستهای میشود. در اینجا بسیار مهم است که امواج شوک تولید شده توسط خرج اصلی، که از مواد فوق انفجاری (۵۰ درصد RTX و ۵۰ درصد TNT) تشکیل شده است، به صورت همزمان به هسته فلزی
اورانیوم غنی شده برسند. اگر این همزمانی به هر دلیل میسر نشود، در نهایت به وضعیت فوق بحرانی، که شرایط ایده الی برای شکافت هستهای است، نخواهیم رسید. اما این همزمان رسیدن امواج شوک انفجاری چگونه سنجیده میشود؟
اینجا دقیقا یکی از جاهایی بود که دانیلنکو با تجربه و روشهای سنجش نوری که در دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی توسعه داده بود، به کمک ایران آمد.
در تصاویر زیر میبینید که در فضای زیر خرج اصلی، لولههای زرد رنگی وجود دارند که در واقع کابلهای فیبر نوری هستند. پس از این که انفجار رخ داد، نور حاصل از انفجار از طریق این کابلها به صفحه نمایشی در خارج از هسته منتقل میشود که توسط یک دوربین سرعت بالا
در فاصله امن عکسبرداری میشود. اگر امواج انفجار از سرتاسر کره خارجی به طور همزمان به داخل کره برسند، این یعنی که به طور همزمان نقطههای نوری را روی صفحه نمایش خواهیم دید، در غیر این صورت بعضی از قسمتهای صفحه نمایش نورانی و بعضی دیگر تاریک خواهند بود.
در تصویر زیر که از آرشیو هستهای ایران سرقت شده، نمونهای از پوسته و کابلهای فیبر نوری متصل به یک صفحه نمایش را میبینید.
خوشبختانه ایران در سایت آباده در قالب پروژهای به اسم "مریوان" موفق به انجام این گونه آزمایشات شد و این نشان میدهد که تمامی اجزای بمب برای اسمبل کردن آماده هستند و
صرفا اورانیوم فلزی در هسته بمب حاضر نیست البته با فرض بر اینکه در نقطهای از ایران به صورت پنهانی غنی سازی انجام نمیشود!
• • •
Missing some Tweet in this thread? You can try to
force a refresh
پس از اینکه ایران دست به غنی سازی اورانیوم با غنای ۶۰ درصدی زد و بخصوص در دو روز پیش که آژانس تائید کرد، ایران یک آبشار دیگر ۱۵۴ تایی با ماشینهای جدید IR-4 را هم به زنجیره ۱۶۴ تایی قبلی ماشین های IR-6 خود افزوده است، کارشناسان غربی، بخصوص نویسنده
کتاب "پیگیری خطرناک ایران برای سلاح هسته ای" دیوید آلبریات در مصاحبهای بسیار از این اقدام ایران خشمگین و پریشان خاطر شد و در مصاحبه شروع به مهمل گویی هم کرد. به قدری این کارشناسان عصبانی هستند که نمیدانند کجا را باید گاز بگیرند. علت خشم غربیها
افزایش مقدار تولید اورانیوم ۶۰ درصد نیست، بلکه طبق گفته این کارشناس هسته ای، ایران در حال یادگیری راههای موثر و سریع تر برای غنی سازی ۹۰ درصدی اورانیوم، از مقدار کمتر اورانیوم با غنای زیر ۵ درصد یا ۲۰ درصد است! دانش و تجربهای که هیچگاه نمیشود از ایران گرفت و
جدیدا دکتر مرندی (استاد ادبیات انگلیسی و شرق شناسی، دانشگاه تهران) در المیادین مطلبی در مورد وضعیت طالبان نوشتند که شاید برای شما هم جالب باشد و فکر میکنم که پاسخ تمام افرادی است که موضع نظام در مورد افغانستان را در حال حاضر به باد شدید انتقاد میگیرند و از اینجانب هم
بابت تحلیل افغانستان که چندی پیش در کانال تلگرامی منتشر کردم خرده گرفته بودند:
هنگامی که طالبان (پس از حمله آمریکاییها در سال ۲۰۰۱) شکست خورد و نیروهای باقی مانده از افغانستان فرار کردند، متحدان ایرانی در دولت افغانستان
مواضع کلیدی بدست آوردند. به نظر می رسید هیچ نیازی یا توجیهی برای گفتگو با این نیروی به ظاهر خرج شده (طالبان) وجود ندارد. با این حال، ژنرال قاسم سلیمانی معتقد بود که طالبان همچنان در بین بخش قابل توجهی از اقوام و جمعیت پشتون
به گزارش CNN روسیه در حال آماده سازی تست مهلکترین سلاح کروز هستهای به نام بورستنیک (NATO: SKYFALL) معروف به "چرنوبیل پرنده" با پیشران و کلاهک هستهای با قدرت ۱ تا ۲ مگاتن است. در این مورد چند ماه پیش رشته توییتی نوشته بودم:
این آزمایش بسیار بحث برانگیز در حالی صورت میگیرد که روسیه از غنی سازی ۶۰ درصدی ایران ابراز نگرانی میکند و از آن به عنوان درجه سلاح یاد میکند!
روسیه با این که بارها در ارتباط با تست این موشک کروز فوق مهلک مورد انتقاد قرار گرفته، بی پروا و بدون توجه به این سر و صداها توسعه این موشک کروز را پیش برده و بی شک آن را در آینده نچندان دور
یکی دیگر از نسخههای مرگبار سلاح هستهای، بمبهای نوترونی هستند که حداقل گرما و موج انفجار تولید اما مقادیر زیادی پرتوهای کشنده را آزاد میکنند. بمب نوترونی در واقع یک بمب گرما هسته ای کوچک است که در آن چند کیلوگرم
پلوتونیوم یا اورانیوم (ماده تشکیل دهنده هسته کروی و فلزی یک سلاح هسته ای)، که توسط مواد فوق انفجاری پیرامون این هسته با استفاده از لنزهای انفجاری مشتعل شده و خود در ادامه به عنوان عامل اشتعال کپسول حاوی چندین گرم دوتریوم تریتیوم (سوخت همجوشی) عمل می کند.
این بمب دو مرحلهای (مرحله اول انفجار بدلیل شکافت هستهای و مرحله دوم انفجار و آزاد سازی پرتوهای کشنده بدلیل همجوشی هسته ای) میتواند تا تنها یک کیلوتن TNT قدرت داشته باشد، به عبارت دیگر تنها کسری از انفجار ۱۵ کیلوتنی بمبی که هیروشیمای ژاپن را در سال ۱۹۴۵ ویران کرد.
یکی از دستاوردهای بزرگ صنعتی ایران، ساخت راکتور آب سنگین اراک بود که طراحان و مهندسین ایرانی آن را از صفر بدون هیچ کمک خارجی ساختند. به دنبال آن، فارغ از سایر مزیتهای غیر نظامی ، این راکتور قابلیت تولید پلوتونیوم گران بهایی را داشت که در عرصه
جهانی این ماده از اهمیت استراتژیک برخوردار است. همچنین ایران در سالهای ساخت این راکتور به دنبال مجتمع تفکیک پسماند هستهای این راکتور بود که از این طریق میتوانستیم ایزوتوپ های گران بهای پلوتونیوم ۲۳۹ و همچنین ۲۳۸ برای باتریهای هستهای از پسماند سوخت تفکیک کنیم.
اما در اینجا با رفتن به مذاکرات بیهوده و مضر که به تعبیر رهبر انقلاب "سم مهلک" بودند، غربیها اراک را با کمترین هزینه ممکن بدون هیچ تقلایی از دست ایران در آوردند و عملا فشل و بی فایده کردند و در مقابل به ایران هیچ دادند، حتی برای زدن ضربه نهایی و کنسل کردن پروژه
یکی از تسلیحات مهمی که نیروهای محور مقاومت در سوریه توسط آن دمار از روزگار تروریستها در آوردند، استفاده از توپ کراسنوپل بود. کراسنوپل یک توپ روسی با هدایت لیزری است.
از نظر مفهومی شبیه M712 Copperhead ایالات متحده است و برای درگیر شدن با تانک ها ، خودروهای زرهی ، ساختمانها ، سنگرها ، اهداف آبی و غیره طراحی شده است. بنابرین می توان از آن برای
اهداف ثابت و متحرک (با حداکثر سرعت ۳۶ کیلومتر در ساعت) استفاده کرد. این توپها که به هدف هدایت میشوند، از دو قسمت که پیش از شلیک به یکدیگر وصل میشوند (و در ویدئو پایان این رشته توییت قابل مشاهد است) تشکیل شده اند.