آرتساخ تنها بخش باقیمانده از خانات «خمسه» قره باغ است، پنج «ملکنشین» ارمنی که از دوره میانه تا قرن ۱۹ًام که روسها ملوک خمسه را از قدرت انداختند، به منطقه حکومت میکردند. ملکهای قرهباغ٫ بازماندگان سلسله خاچن، نوادگان «حسنجلالالدوله» پادشاه آرتساخ بودند.
(اسم حسن را اشتباه نگیرید: مسیحی سرسخت و از بزرگترین پایهگذاران کلیساهای منطقه بوده). آرتساخ در واقع بخشی از استان باستانی سیونیک است که همیشه بین پادشاهیهای آغوانک/ارّان، ارمنستان، و کارتلی دستبه دست میشده. در دوره میانه، سیونیک (از جمله آرتساخ) مدت بیش از ۳۰۰ سال بخش شرقی
پادشاهی بگراتونی ارمنستان بوده و خاندان حسنجلالیانتس هم از خاندان بگراتونی و هم از خاندان «ارانشاهی»، پادشاهان باستانی اران/آغوانک، نسل میبردند. بعد از تخریب پادشاهی بگراتونی توسط بیزانسیها در اوایل قرن دهم، رابطه بین اشراف ارمنی و بیزانسی ها تغییر کرد و کمک به استقلال آنها.
بعد از شکست بیزانس از سلجوقیها در جنگ ملازگرد در ۱۰۷۱ میلادی، قلمروسابق بگراتونیها عملاً بین سلجوقیها و پادشاهی بزرگ گرجستان و پادشاه آن داوید چهارم «بنیانگذار» تقسیم شد. در کشمکشهای محلی در این دوران، منطقه آرتساخ و حاکمانش به منطقه قدرتمندی تبدیل شدند و خودمختاری یافتند.
حاکم محلی خاچن (بخشی از آرتساخ)، حسن جلالالدوله، با فتح منطقه، پادشاه آرتساخ و قلمرو اطرافش شد و چون در اصل حاکم خاچن بود، قلمروش هم به «امیرنشین خاچن» معروف شد. حسنجلال در ۱۱۸۲ از سلطنت به نفع پسرش وختانگ دوم کنار رفت و خودش راهب شد، اما نوادگانش تا قرن ۱۵
به حکومت ادامه دادند (یک شاخه، پادشاهان خاچن هستند، شاخه دیگه اسقفهای اعظم آرتساخ). در قرن ۱۵، تحت فشار ترکمانهای قرهقویونلو و آققویونلو، پادشاهی آرتساخ به پنج «ملکنشین» خمسه تقسیم میشه. ملوک «گلستان، جرابرد، خاچن، ورنده، دیزک».
در این زمان، خمسه بخشی از «بیگلربیگی قرهباغ» میشه که قلمرویی پهناورتر از خمسه/آرتساخ داره و از شرق به شیروان و از غرب به ایروان میرسه. ببگلربیگهای قرهباغ، بطور موروثی از خاندان زیاداوغلو قاجار بودند و در نهایت، خانات گنجه رو هم به قلمرو خودشون اضافه میکنند.
پنج ملک، در دوره صفوی قدرت خودشون در منطقه رو تثبیت میکنند، ولی بعد از سقوط صفویه، مورد حمله عثمانیها قرار میگیرند. در ضدحملههای شاه طهماسب و نادرشاه، ملوک خمسه از متحدان اصلی هستند. اما بعد از مرگ نادر، برادرزادهاش عادلشاه حکومت قرهباغ را به پناهخان جوانشیر میدهد…
پناهخان از طایفه جوانشیر افشار بود که از طوایف محلی قرهباغ بودند، ولی احتمالاً اصلی ارانی داشتند و نامشان از روی نام «جوانشیر»، از پادشاهان اران/اغوان آمده. پناهخان با همدستی و کمک ملکشاهنظر دوم ورنده، سعی در از بینبردن ملوک خمسه کرد، ولی چهارملک دیگه با…
با همدستی ملک هوسپ تالش، و فتحعلیخان افشار، حاکم اورمیه، حملات پناهخان را خنثی کردند (در این ضمن به شکی هم حمله کرده بود، ولی خان شکی با کمک طهمورث کاختی، او را شکست داده بود). در آخر، پناه خان خودش را تحت حمایت کریمخان زند قرارداد و مجبور شد به شیراز برود و همانجا مرد.
پسربزرگ پناهخان، ابراهیمخلیلخان، اول توانست با کمک اراکلی دوم گرجستان، به بزرگترین خان منطقه تبدیل شود و حتی در خانات شروان، گنجه، و ایروان هم دخالت کند، اما با فتح قلعه شوشی به دست آقامحمدخان قاجار، تبدیل به دستنشانده قاجارها شد. در این بین، دونفر ار ملوک خمسه سعی در داخل…
کردن کاترین کبیر در اختلافات قفقاز کردند که اول با مخالفت ابراهیمخان مواجه شد، ولی با ازدیاد فشار قاجارها و ورود سیسیانف به گرجستان، ابراهیم خان هم به روسها پیوست. اما وقتی سیسیانف، گردانی روسی در شوشی گمارد، ابراهیمخان و ملکها به فتحعلیشاه پناه آوردند که آغاز جنگهای…
ایران و روسیه است که به پایان خانات قفقار، از جمله ملوک خمسه انجامید (امروزه نوادگان ملوک خمسه در ایران هم زندگی میکنند).
روسها هم بدون درک از منطقه، دست به تقسیم مناطق زدند و از به هم چسباندن شیروان و قرهباغ، «آذربایجان» کردند و از خانات ایروان، «ارمنستان» را اختراع کردند!
تاریخچه منطقه پیچیده و مملو از اختلافات و اتحادهای شکننده، همکاری و دشمنی ارمنی، ترک، گرجی و آوار است. تشخیص اینکه چه کسی ارمنی ، کدام گرجی و کی ترک، سخت است! مسلمان «ترک» است، مسیحی گریگوری «ارمنی»، مسیحی ارتودوکس «گرجی»! «اللهقلی» ارمنی داریم، طهمورث گرجی، و «روستوم» ترک!
• • •
Missing some Tweet in this thread? You can try to
force a refresh
Today is the Ferdowsi Commemoration Day, and as someone who holds unconventional views of him & his work, the Shahnama, I thought I ought to write a bit about the man & his world, from a non-nationalistic, non-panegyric view point. So a thread:
Ferdowsi is considered the father of Persian lit. a deserved sobriquet. His magnum opus, the Shahnama “the Book of King(s)” composed in the early 11th c. was already recognised as fundamental in the medieval period. Other poets refer to him & praised him close to his life time.
In modern Iran though, he’s been elevated to an almost prophetic status. Most, even scholars, claim that he, out of a nationalistic vigour & anxiety about the erosion of Persian vis-á-vis Arabic, rose to the occasion of “preserving” the language against the latter’s onslaught.
دنبال خائن گشتن در تاریخ هم برنامهایه. یک نگاه کنیم به یعقوب لیث و طاهریها در خراسان. طاهریها، نماینده و خدمتگزار یک «حکومت مرکزی» بودند (خلافت عباسی) که به هرحال ۱۰۰ سال بود راحتی، گسترش و فرهنگ رو فراهم کرده بود. میشه راحت اینطور دید که بهم زدن این سیستم غلط میبوده…۱/۴
از طرفی، یعقوب لیث، با حیلهگری و «گربزی» و جنگهای اولیه علیه خوارج و شکست رتبیل و آوردن اسلام به زابلستان، اعتماد خلیفه رو جلب کرده بود. اما بعد، «خیانت» کرد و با حمله به نیشابور و اسیر کردن محمدبنطاهر، سیستم «مملکت» رو بهم ریخت و چیز جدیدی راه انداخت که در آغاز، موجب… ۲/۴
هرجومرج زیاد و حدود ۴۰ سال جنگ بیوقفه شد در منطقهای که بیش از صدسال بصورت صلحآمیزی داشت زندگی میکرد و دوران طلاییاش رو میگذروند. محمدبنطاهر هم که از «فرمان» حکومتش پرسید، «تیغ هندی» رو از زیر مصلی درآورد و فرمان خودش رو برابر خلیفه دانست و توپ رو انداخت تو زمین خدا! ۳/۴
۱/بخش اول: چندتا نکته کوچک در مورد اقوام ترک در آسیای مرکزی و غربی. بیشتر اطلاعاتی که من در اینجا مینویسم رو با ارجاع به مقالات مختلف دنیس شینور و پیترگلدن میتوانید پیدا کنید. سعی میکنم در آخرش چندتا لینک هم بدم. ولی کلاً اطلاعات خارقالعادهای نیست و در سطح دائرةالمعارفه.🧵
۲/کلمه «ترک» از اسم اتحادقبیلهای «تورک» یا «گوک تورک» میاد (به تقلید انگلیسی، در اینجا «تورک» مینویسم مثل انگلیسی Türk که اتحاد قبیلهای رو از اسم عامتر «ترک» جدا کنم). این اتحادیه در قرن ششم میلادی تحت حکومت خانواده «آشینا» بوجود آمد که حاکمانش «بومین» و «ایشتمی» بودند.
۳/خود خانواده آشینا، به گفته گلدن، احتمالا اصلاً از تخاری زبانهای آسیایمیانه بودند. اتحادیه «تورک» هم احتمالاً از قبایل ترکزبان (نظیر قرقیزها وخزرها و اویغورها) و غیر ترکزبان (تخاری و مغول و سغدی وقس) تشکیل میشده. یعنی از اول، اتحادیه چندفرهنگهای بوده.