شروع نشستهای انتخاباتی آقای رییسی با اتاق بازرگانی بود، مهمترین کانون ذینفعان واردات و خامفروشی و طبقه اصلی حاکم بر دولت روحانی که بسیاری وزرا برامده ازآن بودند و معاون اقتصادی فعلی و رییس دفتر قبلی رییسجمهور، رییس اسبق آن. ارگانهایش مثل تجارت فردا هم پاطوق امثال نیلی و آخوندی
نودوشش هم که اصولگراها میخواستند به جنگ روحانی بروند مقابل نهاوندیان، آلاسحاق را در شورای جمنا گذاشتند که رییس اسبق اتاق بازرگانی تهران بود. دعوای ما با دولت روحانی و غربگراها، ریش پروفسوری نهاوندیان یا صورت تراشیده و کراوات پدرام سلطانی نیست؛ مشکل اولویت دادن تجارت به تولید است
حالا میخواهد با محوریت دادن به راستیهایی با ریش بلند و یقه بسته و اخوندی باشد یا به چپیهایی با کراوات و صورت تراشیده. نتیجه این مدل میشود گره زدن همهچیز به خارج و معطل شدن طرفیتهای کشور مثل دوران پسابرجام. تغییر وضع موجود با بانیان یا ذینفعان وضع موجود یا بیمرزبندی ممکن نیست.
هفتادوشش نیلی برنامه اقتصادی ناطق را نوشت. خاتمی با نقد سیاستهای اقتصادی ناطق و هاشمی رای اورد و بعد نیلی را پیشانی اقتصادی دولتش گذاشت. نتیجه این شد که انچه مردم با ان مخالفت کرده بودند بر انها حاکم شد. مهمتر از جایگزینی مسئولین دولت فعلی، کنارزدن اندیشه و طبقه حاکم بر ان است.
نمیدانم طراحی این جلسه کار چه کسی بوده ولی امیدوارم حاج اقای رییسی افرادی را که پیشنهادهایی از این دست به ایشان میدهند یا جلساتی از این دست طراحی میکنند، از اطراف خویش برانند تا امیدهای علاقمندان و طرفداران ایشان تصعیف نشود.
• • •
Missing some Tweet in this thread? You can try to
force a refresh
سیوهفت سال از تصویب قانون بانکداری بدون ربا گذشت. هنوز مهمترین وجهه همت جریان اصلی اقتصاد اسلامی در کشور به ربوی بودن و نبودن سود بانکی محدود است. اواسط دهه هشتاد که کارشناسی بودم باوجود اینکه رشتهام اقتصاد نبود، بسیاری جاها که بحث اقتصاد اسلامی بود از کلاسهای تحصیلات تکمیلی
تهران تا بعضی کلاسهای امام صادق و برخی متفکران حوزه و بیرون دانشگاه را میرفتم، کتابها را میدیدم و... آسمان اکثرا همین رنگ بود. فهم عینی از ماهیت و نقش بانک و بورس در روابط اقتصادی، مسئلههایی مثل نقش بانکها در خلق پول و نقدینگی افسارگسیخته، نقش بانک در بازتولید یک/نودونه درصد
در نظام اقتصادی، مسیرهای تامین مالی جایگزین بانک، بانکداری اجتماعی، تجربیات اقتصادی انقلاب در مواردی مثل جهادسازندگی (مستند پس از زلزله را ببینید) و خیلی چیزهای دیگر میتوانست فضا و مسائل متفکران اقتصادی ما را در مورد بانک تغییر دهد. چنانکه متفکران اقتصاد اسلامی غیرایرانی بعضا
یک عده مقابله با فساد را صرفا به دعوا با چند نفر محدود میکنند، عدهای بدون رعایت مراحل عدالتخواهی افراد را متهم میکنند، در مقابل عدهای پاسخخواهی از اشکالات مدیریتی برخی افراد را منطقه ممنوعه میکنند از رهبری، نظام و... هم هزینه کرده، مقابله با فساد را هم به رقبای سیاسیشان محدود
میکنند. مطالبهگری، انضباط و اصول و اخلاق میخواهد، نه بخاطر افراطِ چند نفر باید مطالبهگری را کُند و محدود کرد نه در بازی تفریط اِنقُلّابیها و محافظهکاران مدعی و استناد گزینشی آنان به سخنان رهبری یا اشکالات بعضی در انقلابیگری برای محکوم و کانالیزه کردن عدالتخواهی افتاد. هر
فرد با هر جایگاه و سطح انتساب به نظام یا رهبری میتواند مورد سوال قرار بگیرد. منتها این فرایند نباید با اتهامزنی، حکم صادرکردن، بیتوجهی به نقشه سیاسیون و دشمن همراه باشد. موضوعات مورد مطالبه هم باید اولویت واقعی داشته باشد. از سازوکارهای مولد بیعدالتی هم نباید غافل شد.