Discover and read the best of Twitter Threads about #سورنا

Most recents (3)

شعر رپ؛ عارضهٔ شعر جدولی

۱) شفیعی کدکنی #شعر_جدولی را «شعری که از به‌ هم‌ ریختن‌ خانوادهٔ کلمات‌ و ترکیب‌ تصادفی‌ آنها به‌ مجموعه‌ بی‌‌شماری استعاره‌، مجاز و تمثیل‌ به دست می آید» تعریف می کند. او ایراد چنین شعری را بی حس بودن آن می‌داند که نتیجهٔ فکر نکردن در باب شعر است.
۲) برای توضیح این عارضه او پنج جمله می‌آورد‌ که در آن ها جایگاه واژه ها #حقیقی است یعنی استعاره و مجازی در کار نیست.

۱ـ یک‌ سطر شعر عشق‌ سرودم‌

۲ـ دو رکعت‌ نماز صبح خواندم‌

۳ـ سه‌ ساغر شراب‌ ارغوانی ‌نوشیدم‌

۴ـ چهار قطره‌ اشک‌ شادی گریستم‌

۵ ـ پنج‌ عدد آیینه‌ شفّاف‌ آوردم‌
۳) او سپس با عوض کردن واژه ها به پنج جملهٔ جدید با معنایی #استعاری می رسد. یعنی واژه ها دیگر حقیقی نیستند.

۱) یک‌ سطر اشک‌ شادی‌ گریستم‌.

۲) یک‌ سطر آیینه‌ شفاف‌ آوردم‌.

۳) دو رکعت‌ شعر عشق‌ سرودم‌.

۴) دو رکعت‌ نماز عشق‌ سرودم‌.

۵) سه‌ قطره‌ شعر ارغوانی‌ خواندم‌.
Read 14 tweets
۱- ایران سرک کشیدن‌های رژیم صهیونیستی در اطراف مرزهای خود در #رژیم_باکو #رژیم_امارات و #رژیم_بحرین را تحمل نمی‌کند.
۲- مردم شریف سرزمین‌های تحت سلطه #رژیم_باکو #رژیم_امارات و #رژیم_بحرین بدانند که مسئول تبعات ایجاد پایگاه صهیونیست‌ها برای ضربه زدن به ایران به عهده‌ی حاکمان خودشان است.
۳- حضور جاسوسان و افسران صهیونیست در سرزمین‌های تحت سلطه #رژیم_باکو #رژیم_امارات و #رژیم_بحرین امنیت منطقه را به خطر انداخته و دود آن به چشم همین حاکمان می‌رود.
Read 15 tweets
ادامهٔ مطلب #جنگ_حران بین #کراسوس و #سورنا .
ماجرا تا اونجا رسید که کراسوس در بدترین مهلکهٔ ممکن افتاد وپسرش رو فرستاد به جنگِ رسته‌اي از پارتیان. نمی‌دونست که به دام می‌ره. بعد از باروندنِ تیرای بسیار، وقتي تیرا تموم شد، فکر می‌کرد راحت شده. ولی سروکلهٔ سلحشوران پارتی پیدا شد...
و پوبلیوس به همراه خودش دستور داد بکشدش تا زنده به دست پارتیان نیفته. کراسوس در اون مربع، در اردوی رومیان، از ماجرا بی‌خبر بود و به پسرک عزیزش می‌نازید.
نه تنها پسرش، بلکه بالغ بر پنج‌هزار لژیونر رومی در اون مهلکه کشته شدن و ۵۰۰ نفر اسیر شدن.
ادامهٔ ماجرا.
چند سوار معدود که تونسته بودن همون اول کاری از مهلکه فرار کنن، به اردوی رومیا برگشتن و از لای هزاران تیر، به کراسوس خبر دادن که سواران پارتی بر پسرش تاخته‌ن. هنوز از مرگش مطلع نبودن. دل کراسوس به‌شدت ریخت، اما همچنان خاطرش از پسرش و شجاعتش جمع بود و می‌گفت قطعاً حریفشون می‌شه.
Read 24 tweets

Related hashtags

Did Thread Reader help you today?

Support us! We are indie developers!


This site is made by just two indie developers on a laptop doing marketing, support and development! Read more about the story.

Become a Premium Member ($3.00/month or $30.00/year) and get exclusive features!

Become Premium

Too expensive? Make a small donation by buying us coffee ($5) or help with server cost ($10)

Donate via Paypal Become our Patreon

Thank you for your support!