دیروز یه پنل جالب بود برای Procrastination (عقب انداختن کارها). خلاصه بخشی از حرفهاشون رو، که برام تا حدی تازگی داشتن، اینجا می‌نویسم.

عقب انداختن کارها دلایل مختلفی داره. یکیش ترسه. وقتی ما نگران باشیم که نتیجه نهایی کار ما به اندازه کافی خوب نباشه، شروع کار رو عقب میاندازیم. /
یک دلیل دیگه بازپسگیری حس کنترل بر شرایطه.

وقتی دائم تو محیطی هستیم که کار به ما داده میشه و خودمون کنترل کمی روی اوضاع داریم باز رو میاریم به عقب انداختن کارها. چون اینطوری احساس می‌کنیم کنترل امور در دست ماست. این در واقع مکانیزم دفاعی مغز ماست، اگرچه راه بهینه‌ای نیست. /
توصیه: به احساساتتون دقت کنید و ببینید چرا اون حس رو دارید. اون حس حتما علتی داره. ولی اون علت یا غیرواقعیه یا اونقدر که فکر میکردیم وحشتناک نیست.

اگه ترس از خطا داریم، کار رو به مراحل کوچیک بشکونیم و ذره ذره جلو بریم. طوری که اگه جایی اشتباهی هم پیش اومد، اثرش قابل کنترل باشه /
بعضی وقتها کاری رو خیلی هم دوست داریم، ولی باز هم در انجامش طفره میریم. چرا؟

تو این موارد هم احتمالا قسمتهایی از کار برای ما خوشایند نیست که باعث میشه ما شروع کار رو عقب بندازیم. مثلا درس دادن رو دوست داریم، ولی از اسلاید درست کردن خوشمون نمیاد. /
توصیه ۱: وقتهایی که خیلی انرژی برای کار داریم، حتما بریم سراغ قسمتهای سخت کار. مثلا اگه صبحها رو برای کار ترجیح میدیم، حتما یه بخشی از صبح رو اختصاص بدیم به کارهای غیرهیجان‌انگیز. بعدازظهر که خسته شدیم، انجام دادن قسمتهای چالشی سختتر هم میشه. /
توصیه ۲: برای کارهای سخت یه تایمر داشته باشیم و زمان اختصاص بدیم. مثلا ۴۰-۵۰ دقیق وقت برای اون کار در نظر بگیریم و بعدش به خودمون جایزه بدیم - مثلا بریم قسمت جذاب کار رو شروع کنیم، یا یه تفریح کوچیکی داشته باشیم. اینطوری تحمل اون کار سخت راحتتر میشه و بار ذهنی کمتری داریم. //

• • •

Missing some Tweet in this thread? You can try to force a refresh
 

Keep Current with مــتـیـن

مــتـیـن Profile picture

Stay in touch and get notified when new unrolls are available from this author!

Read all threads

This Thread may be Removed Anytime!

PDF

Twitter may remove this content at anytime! Save it as PDF for later use!

Try unrolling a thread yourself!

how to unroll video
  1. Follow @ThreadReaderApp to mention us!

  2. From a Twitter thread mention us with a keyword "unroll"
@threadreaderapp unroll

Practice here first or read more on our help page!

More from @matinkh_fa

22 Mar
فصل ششم کتاب مردهای نایس رو افرادی فاقد «قدرت شخصی» توصیف می‌کنه. افرادی که نقش مظلوم و مطیع رو پذیرفتن و در مواجهه با سختی‌های زندگی خودشون رو ناتوان می‌بینن. برای رفع این مشکل، شش راهکار اصلی رو مشخص می‌کنه که با رعایت اونها می‌تونن این قدرت رو دوباره بدست بیارن. /۱
قدرت شخصی چیه؟ حسی که فرد به خودش مطمئنه از پس مشکلات و ناملایمات زندگی برمیاد. قدرت شخصی معادل نترسیدن نیست. بلکه به این معنیه که در عین حال که ترس رو درک می‌کنن، تسلیمش نمی‌شن. /۲
کتاب شش راهکار اصلی برای بازپس‌گیری قدرت شخصی رو توضیح میده:

۱. رها کردن (دست برداشتن از تلاش بیهوده برای کنترل چیزهایی که از قدرت ما خارج هستن)
۲. زندگی کردن در واقعیت
۳. بیان احساسات
۴. مواجه شدن با ترس
۵. تقویت راستگویی و ساختن شخصیت صادق
۶. مشخص کردن حد و مرز خودتون /۳
Read 26 tweets
2 Feb
فصل ۹ کتاب دوتا نکته کلی داره:
۱) تشخیص بدیم با چه آدمی (با چه روحیه‌ای) داریم حرف می‌زنیم و مطابق با روحیه اون رفتار کنیم؛ و ۲) یه تکنیک معرفی می‌کنه برای چونه زدن به اسم Ackerman Bargaining (یا تکنیک ۶۵-۸۵-۹۵-۱۰۰) /۱
کتاب میگه با دیگران اونطوری رفتار کن که دوست دارن باهاشون رفتار بشه.
(نه اونطوری که تو دوست داری باهات رفتار بشه!)

از کجا بفهمیم با کی چطور رفتار کنیم؟
میگه آدمها بطوری کلی یکی از این سه روحیه رو دارن
۱) تحلیل‌گر
۲) صلح‌دوست
۳) قاطع /۲
تحلیل‌گر: افرادی هستن که عاشق اطلاعات هستن. وقتی ساکتن یعنی دارن فکر می‌کنن یا نیاز به فکر کردن دارن. در برخورد با این افراد، کار خاصی لازم نیست بکنیم. اینا بیشتر توجهشون به خود حرف و اطلاعاتی هست که دریافت می‌کنن. /۳
Read 11 tweets
2 Dec 20
یکی تو لینکدین بهم پیام داده بود و ازم خواسته بود تا برای کار معرفی بکنمش.

من همینطوری هم خیلی به لینکدین سر نمی‌زدم. از شانس ایشون، اون موقع گوشیم رو هم تازه عوض کرده بودم و اپلیکیشن لینکدین رو روی گوشی جدید نصب نکرده بودم. همین شد که مسج‌هاش رو با دو هفته تاخیر دیدم. /۱
تو اولی حال و احوال کرده بود و درخواستش رو گفته بود. تو دومی ولی کاملا قاطی کرده بود! خلاصه و مودبانه‌اش(!) این بود فکر میکنی کی هستی جواب من رو نمیدی؟! با اینکه تاکید کرده بودم زود جوابم رو بدی، جواب ندادی! (بزرگوار اعتقادی هم نداشت که یکی ممکنه پیام رو ندیده باشه) /۲
هیچوقت باهم صمیمی نبودیم، ولی غریبه هم نبودیم. با هم علامه‌حلی تدریس می‌کردیم و اون معلم کلاس دیگه‌ای بود. دوست مشترک زیاد داریم و پیدا کردن شماره تلفنم براش سخت نبود. نمی‌دونم چرا برای کاری که به گفته‌ی خودش انقدر ضروری بود، زنگ نزد و لینکدین رو انتخاب کرد. /۳
Read 4 tweets
23 Nov 20
سال اول دانشگاه، اوایل ماه آذر، با گروهی رفته بودم کافی‌شاپ. ده نفر بودیم. دختر و پسر. جمع هنوز با هم غریبه بود و کامل آشنا نبودیم.

کافه‌چی، که یه پسر جوون بود، اومد سفارش‌مون رو بگیره. بهش گفتم من اسپرسو می‌خوام و توش شیر هم بریز. بلند بلند خندید که اینی سفارش دادی «لاته» است./
/ و ادامه داد که لاته به زبون ایتالیایی یعنی شیر.

از این برخوردش تو جمع شدیدا احساس ضایعگی کردم! طوری شد که به محض اینکه رسیدم خونه، انواع و اقسام قهوه‌های کافی‌شاپ‌ها رو سرچ کردم تا یاد بگیرم چی به چیه.

دو هفته بعدش دوباره رفتیم همون کافی‌شاپ. /
/ یه نگاه به منو انداختم و طرف رو بلند صداش کردم.
گفت بله؟
گفتم شما اینجا نوشتی «قهوه» و اونجا نوشتی «نسکافه». اینا چه فرقی با هم دارن؟
گفت یکی قهوه است و یکی نسکافه دیگه.
گفتم خیر! نسکافه هم در واقع قهوه است که شرکت نستله تولید می‌کنه. شما منظورت از نسکافه، قهوه فوری هست! /
Read 4 tweets
17 Nov 20
سر ارائه‌ها تو کنفرانس‌ها بارها شده که چنین اسلایدهایی ببینیم. اگرچه ساختار اکثر ارائه‌ها همینه، ولی این اسلاید واقعا هیچ اطلاعات خاصی به کسی نمی‌ده و قابل حذفه.

یه ورکشاپ از MIT اخیرا رو یوتیوب گذاشته شده که ارائه خوب سر کلاس یا کنفرانس رو توضیح میده. /۱ Image
این ورکشاپ رو پاتریک وینستون Patrick Winston ارائه کرده که استاد هوش مصنوعی MIT بود. تو این ورکشاپ نکات زیر رو توضیح میده:

- چطور صحبت یا ارائه رو شروع کنیم
- چند قانون برای از دست ندادن مخاطب
- محل ارائه
- نشون دادن نکته بطور عملی
- تخته یا اسلاید /۲

شروع ارائه زمان کلیدی برای همراه کردن مخاطب‌هاست.

- با جوک شروع نکنید.
جوک گفتن در ابتدای صحبت ریسک بزرگیه. اگه حاضرین نخندن، اثر منفیش روی گوینده میتونه انقدر زیاد باشه که دیگه نتونه برای ادامه صحبتش تمرکز کنه. /۳
Read 10 tweets
7 Nov 20
وبلاگ یه روزمره‌نویس به اسم انجی (Angie) رو می‌خونم. دو تا پست از ماجراهای عجیب زندگیش نوشته که غیرقابل پیش‌بینی و خوندنی بودن.
.
.
پست اول: خیانت به همسرش یک هفته قبل از ازدواج
هرچقدر که به زمان عروسیش نزدیکتر میشه، انجی بیشتر نگران میشه که آیا ازدواجش کار درستی هست؟ /۱
همسرش، جیدن (Jayden) تصمیم گرفته که بعد از ازدواجشون، به شهر زادگاهش برگردن و اونجا زندگی کنن. انجی با اینکه کلامی موافقت کرده، از این تصمیم مطمئن نیست.

برخلاف همسرش، که همیشه خواسته‌هاش رو واضح و شفاف میگه، انجی تو بیان خواسته‌هاش همیشه احساس ناتوانی می‌کنه. خیلی وقتها حتی.../۲
...خودش هم نمی‌دونه چی می‌خواد.

وقتی بحث زندگی کردن تو شهر دیگه‌ای شده بود، احساس میکرد داره فداکاری می‌کنه، ولی دقیقا نمی‌دونست داره چی رو فدا می‌کنه. ته دلش راضی نیست، ولی در ظاهر همراهی می‌کنه. /۳
Read 14 tweets

Did Thread Reader help you today?

Support us! We are indie developers!


This site is made by just two indie developers on a laptop doing marketing, support and development! Read more about the story.

Become a Premium Member ($3/month or $30/year) and get exclusive features!

Become Premium

Too expensive? Make a small donation by buying us coffee ($5) or help with server cost ($10)

Donate via Paypal Become our Patreon

Thank you for your support!

Follow Us on Twitter!