بعد چندسال رفته بودم دیدنش روی ویلچر داشت غذا میپخت. گفتم حاجی داری با اقای جنتی رقابت میکنی. (حاج حیدر نود سال و اقای جنتی نود و دو سال داشت) گفت ولا اول انقلابم اقای جنتی همینجوری بود ریشاش سفید، ولی بیست سانت بلندتر. کُچِک مِره ولی تموم نِمِره. گفتم حاجی با این شرایط غذا درست ImageImageImage
میکنی من چندسالی که خانه‌نشین بودم، آشپزی نمیکردم. اینقدر ناراحت شد از این حرف که هی میگفت مگه چهارتا مرغ و سیب زمینی و مرغ و پیاز روی گاز گذاشتن کار داره که دو سه بار حرفهای دیگرش را خورد و این را گفت بعد یک ربع نشده بیرونم کرد. برایش ادم جدی بودن مهم بود در همه‌چیز زندگی. Image
خیلی وقت پیش رفته بودم به حاج حیدر رحیمپور سر بزنم. از درس پرسید. گفتم دارم مختصر المعانی میخوانم. گفت اینجوری قران را نمیفهمی. مطول بخوان. گفتم حاجی در سیستم رایج همین را هم نمیخوانند. دقت پیرمرد در اهمیت تاکیدش به بلاغت را وقتی فهمیدم که کتاب پنج سال پیشم را دوباره ویرایش کردم. Image
خیلی از نسل ما عدالتخواهی را اول دهه هشتاد از روی نامه‌های حاج حیدر شناختند. لبه تیغ، پرده افکند عروس بهروز، خرفتها، کرخت‌ها و خائنان. نامه‌هایی از نفر چهارم انقلاب مشهد که درفضایی که فقط یک جناح بد بود، سوال مقابل همه مدعی‌ها میگذاشت و جهت دیگری را در انقلاب نشان میداد. خانه‌اش Image
هم مرکز جوانان پای کار بود و او برای حرکت پدری میکرد. جلوی انحراف را هم میگرفت. لبه تیغ و پرده افکند را که منتشر کرد هفتادوهفت گروه دانشجو و طلبه گفتند هرچه از این نامه‌ها میزنی اسم ما را هم بزن. حاجی البته تا چندسال با امضایشان نامه میداد که بچه‌ها گفتند تشکلها چرخش نیرو کردند. Image
تلویزیون پانزده سال پیش در نقد مدیریت صداوسیما بحثهای جدی کردم که با خودکاری که وسط بحث از دستم پرت شد معروف شد. تمام نشده بود زنگ زده بود به محسن اسلامزاده که بگو شهنازی (جوری که مرا صدا میکرد) زنگ بزند. تشکر کرد و روی موضوع سکولار نکردن رسانه با جداکردن شبکه قران دست گذاشت Image
به محسن گفته بود بگو شهنازی زنگ بزنه. گفت یه زمین در مشهد دارم که مستاجر تبدیلش کرده به فروش نستله. ان موقع اول دهه هشتاد تازه کمپین تحریم کالاهای صهیونیستی را جدی کرده بودیم. گفت از جاهای مختلف ایران بگو با تلفن ثابت بهش زنگ بزنن که بره. خودم هم زنگ زدم. طرف را ادب کرد. Image
کسی تعریف میکرد مقامات نظام جمع بودند. یکی از مقامات عالی وقت قوه قضاییه داشت بیرون میرفت. بلند با ادبیات خاصش گفته بود پرونده‌های روی میزت به خدا رسید. جوری گفته بود که میگفت اقا که نقد به نظام را جدی میکیرد، این دفعه جدی زد زیر خنده. البته ان بنده خدا با عصبانیت بیرون رفته بود. Image
میگفت دوره طلبگی با محمدرضا حکیمی مشغول مباحثه سر روایتهایی که هر صد سال یک مُجَدِّد دین می‌اید بودیم. من میگفتم منم حکیمی میگفت خودش. گفتیم اولین نفری که امد اوست. سید جوانی امد گفتیم ما میگفتیم ماییم توافق نشد، تو انی. او هم به شوخی تایید کرده بود. او سید علی خامنه‌ای بود. Image
به محسن گفته بود بگید شهنازی زنگ بزنه. بیانیه نوشته بود علیه جهاد کشاورزی. مصلی همایشی با سخنرانی رحیمپور پسر در جمع کشاورزان بود. داد آنجا توزیع کنیم. با صالح مفتاح رفتیم. امنیتیها ازمان گرفتند. شاکی شد که ضعیف شده‌اید و بی‌عرضه. حزب جمهوری هم که این شد به امام نوشتم تعطیلش کن. Image
متنهایش را میداد به ما در مردم توزیع کنیم و حسن رحیمپور به مقامات بدهد. به رییس جمهور خاتمی داده بود. خاتمی گفته بود همه متنهایشان را از پایین میدهند برسه بالا شما از بالا میدهی برسه پایین! حسن اقا با ان قاطعیت مشهدی حاج حیدر را شدید احترام میکرد. البته باهم مباحثه جدی هم داشتند. Image
شانزده ساله بود و تیم ملی کشتی. برای بازی تهران بودند. عکس گاندی را دیده بود و توضیحاتش جذبش کرده بود. گفته بود مو میخوام گاندی بشُم. اردو را ول کرده بود و برگشته بود مشهد و حوزه. مجتهد بود ولی لباس نمی‌پوشید. Image
از طلبگی تا بعد اجتمهاد از وجوهات استفاده نمیکرد و کشاورزی میکرد تا ده سال پیش خودش با سن بالا سر زمین میرفت. تجربیاتش از تلاشهای بیگانه و داخلی در نابودی کشاورزی را کتاب کرد تلخترین نوشته من. برای اینکه همه بخوانند با قیمت پایین و صرفه جویی در حاشیه و... چاپش کرد. Image
بعد پانزده خرداد با شیخ مجتبی قزوینی امده بودند قم دیدن امام. وسط بحث اشکال کرده بود. امام گفته بود مشکل از خراسان است. بعد هم ملاطفت کرده بود و هدیه‌ای مالی به او داده بود. Image
مشرب فلسفیش موافق قرائت نظام نبود. برای اصلاح نظام نقدهای تند میکرد ولی مصلحانه. هیچ وقت رابطه‌اش با نظام و اقا قطع نشد. او که تهران می‌امد دیدن اقا میرفت و اقا که مشهد بالعکس. یک دفعه بچه ها در خانه‌شان نشیته بودند گفته بود متبرک شدید. سیدعلی خامنه‌ای دیروز اونجا نشسته بود. Image
کتابی نوشته بود در نقد شورای عالی انقلاب فرهنگی. داده بود به اقا. میگفتند آقا نگاه کرده بود شناسنامه ندارد. به شوخی گفته بود فلانی مجوز این را نگرفتی. او هم به شوخی جواب داده بود این کارها دروغنیه! البته بعدا مجوز ان کتاب صادر شد. Image
به عنوان انجمن طلاب و دانشجویان مشهد مقدس بیانیه‌های تندی میداد. پرسیده بودند اینها کیند؟ گفته بود طلابش من و حسنیم. دانشجویانش حبیب و حامد! سه تا از بچه‌هایش. ولی در اصل او بود و انبوه جوانان مشتاق مشهد و سراسر کشور. Image
هر سری میرفتیم بیانیه‌هایش را میداد تا بلند بخوانیم. خوب که میخواندیم میگفت معلومه کتابخوانی. تپق هم که میزدیم تکه می‌انداخت. نامه‌هایی که تا وقتی سرحال بود قطع نمیشد. امربه معروف و نهی ازمنکر برایش جدی بود. واقعا جوان نود ساله بود. برخلاف پبرمردهای بیست‌وچندساله محافظه‌کار Image
خانه‌اشان از دهه‌های دور مرکز انقلاب بود. خیلی بحثهای شریعتی انجا ضبط شد. جلسات شریعتی پدر و کانون نشر حقایق دینی. مباحثات گروههای مختلف‌. این شد که ازچنین خانه‌ای امثال پسر شهیدش حسین و زبان گویای اسلام حسن رحیمپور بیرون امد. مقابل قرائت سنتی از دین الهیات انقلابیگری تولید میکرد Image
مسجد کرامت را خیلیها فقط به امام جماعتش میشناسند. اما او هم با چند نفر دیگر کارهای پشت صحنه مسجد را در طول اقا اداره میکرد. جوری که به قول خودش صهیونیستها بدون دیده شدنشان با دنیا میکنند. برای این کارها برنامه داشت. Image
نمیخواهم حاج حیدر روی تخت بیمارستان باشد. او حق پدری سیاسی و اجتماعی به گردن خیلی جوانها که هیچ نسل اول و دوم انقلاب دارد. دعا میکنم زودتر از بیمارستان مرخص شود و حاج حیدر را دوباره به همانگونه که هست ببینیم قلبی جوان که سن بالا و سه سرطان مختلف و هیچ سدی متوقف نمیکند. Image
گفت خواندن بینوایان واجبه. برای اینکه توجهمان را بیشتر کند گفت نماز اول وقت مستحبه. بعد که داشتیم میرفتیم بیرون گفت نرید بگید حیدر گفته نماز نخوانید! Image
دزد امده بود خانه کفش بدزدد مچش را گرفته بود و زنگ زده بود پلیس. بعد گفته بود این بدبخت همان ژان‌والژان است. از فقر دزدی کرده. پول بهش داده بود و ولش کرده بود برود. دزد تا مدتها بعد هی امده بود و باز او بهش پول داده بود. Image
بهش گفتم چرا فلانی که دوست و هم‌مشرب شماست با نطام بد است. گفت واسه اینکه خله و عقل درست و حسابی نداره. سال فتنه هم به یکی از رفقای چپ کرده‌اش نامه نوشته بود که ماهواره را از خانه‌ات بیرون کن که حقایق را درست ببینی. Image
همیشه شجاع بود. چه مقابل رژیم شاه چه برای اصلاح نظام. دوره‌ای که حزب‌اللهیها شعار میدادند مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است نقدهای تند مینوشت. بخاطر نقد کلانتری وزیر کشاورزی هاشمی چشم‌بسته و دست‌بسته برده بودندش اداره اطلاعات مشهد ولی عقب نکشیده بود. میگفتند هروقت زنگ میزد روزنامه صبح Image
مهدی نصیری که در دوران مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است کانون اصلی انتقادی حزب‌اللهیها بود، اول چند دقیقه فحشهای عمیق به کسانی که گوش میدادند می‌داد و بعد کارش را میگفت. این شجاعت اما عاقلانه بود، هر کار تند و افراطی و غلط به اسم انقلابیگری میدید معترض میشد. Image
اوائل که احمدینژاد مواضع خوب داشت از او حمایت جدی میکرد و مدام پیغام میفرستاد. اما قبل از اینکه خیلیها بفهمند تغییر مواضع را فهمید. میگفت پیغامهایی که به او میدهم به او نمی‌رسد. Image
نظم برایش خیلی مهم بود. هشت صبح قرار بود اردوی جنبش سخنرانی کند. وقتی رسیده بود بچه‌ها داشتند تازه بیدار میشدند. قهر کرده بود و برگشته بود. Image
میگفت اگر خودم و زنم مریض نبودیم، میرفتیم جاهایی مثل افریقا و در چندسال همه را مسلمان و مبارز میکردیم. این را وقتی میگفت که لگنش شکسته بود با سه تا سرطان دست‌وپنجه نرم میکرد، اما نشکسته بود، چشمش را به افقهای دوردست بسته بود. Image
همیشه در موضعگیری‌ها به مبانی برمیگشت. نشان میداد خیلی حرفهای محافظه‌کارانه که به‌اسم دفاع از نظام و انقلاب گفته میشود با عقاید شیعی، اسلامی، انقلابی و مبانی نظام مخالف است. تحلیل سیاسی صرف نمیکرد همین بود که مدام ارجاعاتی به مذهب مخطئه و تفاوتش با انحرافات عقیدتی در بحثهایش بود. Image
هشتادوهشت باهم صحبت میکردیم، نگران نتیجه انتخابات و اردوکشیها بودم. گفت شماها نخبه‌اید و با روشنفکرها را میبینید، من ولی با مردم عادی دم‌خورم، نگرانی‌تان بیجاست. هفتادوشش هم من از تعامل با همین مردم عادی کارگر و کاسب و کارمند و کشاورز و... فهمیدم ماجرا به سمت دیگری میرود. Image
معارفی بود ولی موافق عقل، مدام به متن رجوع میکرد ولی اخباری نبود و متوجه اسرائیلیات بود متنی هم در همین چهازچوب در نقد روایات بحار مخصوصا باب سما‌ء والعالم داشت. این اختلاف مبانی اما مثل بعضی او را به رویارویی با نطام نکشیده بود. بین تفاوت نطر علمی و پایبندی و التزام جمع کرده بود Image
از اصلاح انحرافات درون‌دینی دور نبود. همیشه میگفت خیلی از مسائل و سوالاتی که به فتوا تبدیل شده ساخت انگلیسیها است. مثلا اینکه قلیان نوکش طلا باشد یا نه را مثال میزد که ما را سر کار برده‌اند باید ادبیات دینی و نحوه تخاطب با مردم پالایش شود. Image
با ان سن بالا همیشه یا درحال خواندن بور یا نوشتن. مطالعات، او را از پیگیری اخبار باز نمیداشت. همیشه هم تحلیل داشت‌. موتور پیگیری و تحلیلش از جوانها هم جلوتر بود. از او جا میماندیم. یادم است سر سفارت دانمارک تهران و دمشق و بیروت میگفت این برنامه دشمن برای متهم کردن محور مقاومت است Image
در خانه در اتاقی که جلسات را برگزار میکرد، کلی جعبه گذاشته بود همانجا هم گیاه میرویاند و وسط بحث به تناسب گریز میزد به تولید و کشاورزی و شنونده جوان انقلابی را به این چیزها ارجاع میداد. ادم مخاطب او هم دغدغخ دین و فرهنگ پیدا میکرد، هم عدالت هم تولید و کشاورزی هم جهان اسلام. Image
در یک جلسه‌ای بحث جدی ارایه کرده بودیم و سروصدا ایجاد شده بود و محافظه‌کارها مشغول فحش دادن بودند. بهش گفتم به نطر شما کارمان درست بود یا نه؟ گفت دانشجو نباید درباری باشه. باید حرف جدی بزنه. Image

• • •

Missing some Tweet in this thread? You can try to force a refresh
 

Keep Current with Mohammadsadegh Shahbazi محمد صادق شهبازی

Mohammadsadegh Shahbazi محمد صادق شهبازی Profile picture

Stay in touch and get notified when new unrolls are available from this author!

Read all threads

This Thread may be Removed Anytime!

PDF

Twitter may remove this content at anytime! Save it as PDF for later use!

Try unrolling a thread yourself!

how to unroll video
  1. Follow @ThreadReaderApp to mention us!

  2. From a Twitter thread mention us with a keyword "unroll"
@threadreaderapp unroll

Practice here first or read more on our help page!

More from @sadegh_shahbazi

11 Nov
محمدصادق شهبازی در تهران بیست: مهمترین نماد انحصار در کشور، وضعیت فعلی نظام سلامت است. وقتی سیاست‌گذاری را در وزارت بهداشت و کمیسیون بهداشت مجلس سپردیم پزشکان متخصص، چنین شد که در دانشگاه تهران از شصت‌و‌پنج تا پانزده سال بالای سیصدوپنجاه دانشجوی پزشکی میگرفتیم الآن حدوداً نصف شده
چون سیاست‌گذار خودش ذی‌نفع است. سری به بیمارستان‌های اصلی بزنید ببینید، وضعیت وقت‌ گرفتن از دکترها چگونه است. تعداد هیئت علمی به دانشجوی پزشکی یک به پنج است در حالی که در وزارت بهداشت یک به یازده و در وزارت علوم یک به بیست و پنج است. دوره‌ای هم مهر دانشجوی پزشکی میگرفتی هم بهمن.
هرچه سیاست‌گذاری دست طبقه پزشکان متخصص قرار گرفته، پزشکی از دانش و خدمت و عبادت تبدیل شده به صنعت و انحصار. تازه داریم از موج پنجم کرونا خارج میشوی، چه چیزی گرفتارمان کرد؟ در استانی مثل سیستان و بلوچستان کمبود پزشک داشتیم.
مغالطه می کنند که باید توزیع پزشک را حل بکنی.
Read 5 tweets
16 Aug
پاره‌هایی از زندگی متفکر احیاگر
با کلی ادعا رفتیم پیشش. گفت من خیلی قبل‌تر از شماها برای کارتن‌خوابی زندان رفتم. بعد فهمیدیم شصت‌ودو مجروح که می‌شود، می‌آید مشهد یک تعداد از کارتن‌خواب‌ها را جمع می‌کند، در خانه سامانشان می‌دهد میگوید این که کافی نیست باید تهادها کاری بکنند.
بعد می‌رود نهادهای مسئول، یکیش هم استانداری، راهش نمی‌دهند، عصا زیر بغل با عصا در اتاق استاندار را باز می‌کند که صدای مستضعفین را به مسئولین برساند. چند روز می‌فرستندش هواخوری، زندان! حالا ان روزها او پسر نفر چهارم انقلاب مشهد بود ولی تکلیف را جور دیگری میدید.
اول بار هفتادوهفت شهادت امیرالمؤمنین تلویزیون دیدمش، جملات عجیبی از امام علی (ع) میخواند، نمی‌دانستم کیست، وسط صحبت‌ها هم سرفه می‌کرد، می‌گفتند شیمیاییه! صحبت‌های آن شب خیلی تکانم داد. بعدها با بدبختی سخنرانیهایش را پیدا کردم… او مسیر زندگی بسیاری از ما را تغییر داد.
Read 42 tweets
26 May
شروع نشستهای انتخاباتی آقای رییسی با اتاق بازرگانی بود، مهمترین کانون ذی‌نفعان واردات و خام‌فروشی و طبقه اصلی حاکم بر دولت روحانی که بسیاری وزرا برامده ازآن بودند و معاون اقتصادی فعلی و رییس دفتر قبلی رییس‌جمهور، رییس اسبق آن. ارگانهایش مثل تجارت فردا هم پاطوق امثال نیلی و آخوندی ImageImageImageImage
نودوشش هم که اصولگراها میخواستند به جنگ روحانی بروند مقابل نهاوندیان، آل‌اسحاق را در شورای جمنا گذاشتند که رییس اسبق اتاق بازرگانی تهران بود. دعوای ما با دولت روحانی و غربگراها، ریش پروفسوری نهاوندیان یا صورت تراشیده و کراوات پدرام سلطانی نیست؛ مشکل اولویت دادن تجارت به تولید است ImageImageImageImage
حالا میخواهد با محوریت دادن به راستیهایی با ریش بلند و یقه بسته و اخوندی باشد یا به چپیهایی با کراوات و صورت تراشیده. نتیجه‌ این مدل میشود گره زدن همه‌چیز به خارج و معطل شدن طرفیتهای کشور مثل دوران پسابرجام. تغییر وضع موجود با بانیان یا ذینفعان وضع موجود یا بی‌مرزبندی ممکن نیست.
Read 5 tweets
31 Aug 20
سی‌وهفت سال از تصویب قانون بانکداری بدون ربا گذشت. هنوز مهمترین وجهه همت جریان اصلی اقتصاد اسلامی در کشور به ربوی بودن و نبودن سود بانکی محدود است. اواسط دهه هشتاد که کارشناسی بودم باوجود اینکه رشته‌ام اقتصاد نبود، بسیاری جاها که بحث اقتصاد اسلامی بود از کلاسهای تحصیلات تکمیلی
تهران تا بعضی کلاسهای امام صادق و برخی متفکران حوزه و بیرون دانشگاه را میرفتم، کتابها را میدیدم و... آسمان اکثرا همین رنگ بود. فهم عینی از ماهیت و نقش بانک و بورس در روابط اقتصادی، مسئله‌هایی مثل نقش بانکها در خلق پول و نقدینگی افسارگسیخته، نقش بانک در بازتولید یک‌/نودونه درصد
در نظام اقتصادی، مسیرهای تامین مالی جایگزین بانک، بانکداری اجتماعی، تجربیات اقتصادی انقلاب در مواردی مثل جهادسازندگی (مستند پس از زلزله را ببینید) و خیلی چیزهای دیگر میتوانست فضا و مسائل متفکران اقتصادی ما را در مورد بانک تغییر دهد. چنانکه متفکران اقتصاد اسلامی غیرایرانی بعضا
Read 6 tweets
28 Jun 20
یک عده مقابله با فساد را صرفا به دعوا با چند نفر محدود میکنند، عده‌ای بدون رعایت مراحل عدالتخواهی افراد را متهم میکنند، در مقابل عده‌ای پاسخ‌خواهی از اشکالات مدیریتی برخی افراد را منطقه ممنوعه میکنند از رهبری، نظام و... هم هزینه کرده، مقابله با فساد را هم به رقبای سیاسی‌شان محدود
میکنند. مطالبه‌گری، انضباط و اصول و اخلاق میخواهد، نه بخاطر افراطِ چند نفر باید مطالبه‌گری را کُند و محدود کرد نه در بازی تفریط اِن‌قُلّابی‌ها و محافظه‌کاران مدعی و استناد گزینشی آنان به سخنان رهبری یا اشکالات بعضی در انقلابیگری برای محکوم و کانالیزه کردن عدالتخواهی افتاد. هر
فرد با هر جایگاه و سطح انتساب به نظام یا رهبری میتواند مورد سوال قرار بگیرد. منتها این فرایند نباید با اتهام‌زنی، حکم صادرکردن، بیتوجهی به نقشه سیاسیون و دشمن همراه باشد. موضوعات مورد مطالبه هم باید اولویت واقعی داشته باشد. از سازوکارهای مولد بی‌عدالتی هم نباید غافل شد.
Read 6 tweets

Did Thread Reader help you today?

Support us! We are indie developers!


This site is made by just two indie developers on a laptop doing marketing, support and development! Read more about the story.

Become a Premium Member ($3/month or $30/year) and get exclusive features!

Become Premium

Too expensive? Make a small donation by buying us coffee ($5) or help with server cost ($10)

Donate via Paypal

Thank you for your support!

Follow Us on Twitter!

:(